تفسير ادبى
« اسراف » و « تبذير » ضد اقتصاد و ميانه روى است . فرق بين اسراف و تبذير اين است كه : تبذير صرف كردن چيزى در محل نامناسب است ؛ اسراف زياده روى در مصرف چيزى نسبت به حد عادى آن است .
« عذر » چيزى است كه سرزنش و گناه را بر طرف كند ، و « اعتذار » عبارت از عذرخواهى و بهانه آوردن براى دفع سرزنش .
« مستقيل » از اقاله به معناى فسخ معامله است و در اين جا منظور از ذكر آن ، دست برداشتن از معصيت و بدى هايى است كه براى او حاصل شده است .
« اقرار ، اذعان ، اعتراف » هر سه يك معنا دارند با اين تفاوت كه اقرار وقتى از روى ميل و بدون كراهت صورتپذيرد « اذعان » ناميده مىشود .
« مفرّ » و « مفْرع » به معناى پناه گاه است ، و فرق بين آن دو اين است كه : وقتى فرار همراه با تضرع صورت گيرد « مفْرع » نام مىگيرد .
« ضُرّ » از ماده « ضرر » گرفته شده است . و به معناى بدحالى است . « مضطرّ » هم از همين ريشه است .
« وثاق » به معناى ريسمان يا بندى است كه اسير را با آن مىبندند .
پس از آن كه حضرت عذر مىآورد كه مخالفت او در تكاليف به خاطر عناد و لجاج صورت نگرفته ، بلكه به جهت غلبه هوا و هوس و فريب شيطان بوده و هيچ حجيتى ندارد ، مىفرمايد :
« وَ قَدْ اتَيْتُكَ يا الهى ؛ حالا به سراغ تو آمده ام اى پناه من ! »
آداب دعا از نظر عرفان و صحبت كردن بنده با آقاى خود يا عاشق با معشوق در كمال فصاحت و بلاغت قرار دارد .