از كردارهاى خود هم صحبتى برگزين كه آدمى را كردارش در گور هم دم است . و ناچارى كه پس از مرگ او را براى روزى كه فرا خوانده مىشوى و به آن سو رو مىكنى آماده اش كنى . لذا اگر خواستى سرگرم كارى باشى به هيچ كار ديگرى مپرداز مگر آن كه رضايت خدا در آن باشد كه پس از مرگ و پيش از مرگ جز كردار آدمى كسى با او هم صبحت و هم دم نيست و نخواهد بود . انسان در برابر خانواده اش ضعيف و ناتوان است . مدت كمى در بين آنها زندگى مىكند و بعد از آنها جدا خواهد شد و كوچ خواهد كرد .
شاعر فارسى زبان چه زيبا سروده :
برگ عيشى به گور خويش فرست * هر كه مزروع خود بخورد و خويد
اى تهى دست رفته در بازار * ؛ كس نيارد ز پس تو پيش فرست
وقت خرمنش خوشه بايد چيد * ترسمت بر نياورى دستار « 1 »
در روايتى هم از حضرت رسول ( ص ) وارد است :
« الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الْاخِرَة
؛ « 2 » دنيا كشت زار آخرت است . »
و نيز فرمود :
« انَّما هِىَ اعْمالُكُمْ رُدَّتْ الَيْكُ
؛ « 3 » آخرت عبارت از همان كارهاى شماست كه به شما پس داده مىشوند . »
نزد اهل مكاشفه و اهل آخرت اين مسئله از ضروريات شمرده شده است .
شيخ بهايى ( رحمه الله ) هم پس از ذكر حكايت يكى از اهل مكاشفه فرموده كه اين از ضروريات است .
هامش
( 1 ) . گلستان سعدى ، ديباچه كتاب ، ص 52 .
( 2 ) . عوالى اللالى ، ابن ابى جمهور الأحسائى ، ج 1 ، ص 267 .
( 3 ) . نقل به مضمون ، ر . ك : فتوحات مكيه ، ابن عربى ، ج 4 ، ص 42 .