اما گروه سوم تحت ولايت الهى و عنايت او قرار دارند . آنها بندگانى هستند كه شيطان را از ايشان بهره اى نيست . خداوند تعالى فرموده است :
؛
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 1 » - شيطان - گفت : به عزتت قسم كه همه شان را گمراه مىكنم مگر بندگان منتخب و برگزيده تو را .
ايشان مقامات ، لذت ها و درجاتى دارند كه در كلام نمىگنجد و حتى درك آنها هم امكان ندارد . چه خوش گفته اند :
صفت باده عشقش ز من مست مپرس * آن كس داند حال دل مسكينم
ذوق اين مى نشناسى به خدا تا نچشى * كو را هم از اين نمد كلاهى باشد « 2 »
ج ) انواع الهام
گفتيم كه الهام دو نوع است : 1 . رحمانى و شيطانى ، 2 . تكوينى و تشريعى .
خداوند تعالى فرمود :
؛
وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا
« 3 » و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را آفريده و منظم ساخته سپس فجور و تقوا را به او الهام كرده است .
اين الهام از تكوينيات است و به آن « هدايت تكوينى » هم اطلاق مىگردد و اين از فحواى كلام الهى در موارد مختلف در قرآن كريم استفاده مىشود از جمله :
هامش
( 1 ) . ص ، آيه 82 و 83 .
( 2 ) . عطار نيشابورى شبيه به اين بيت را چنين سروده است ؛ كسى را سوى اين رازست راهى * كه او را زين غد باشد كلاهى
( 3 ) . شمس ، آيات 7 و 8 .