سؤال انگيز شود . در مقابل هر چرايى ، جوان ناگهان به طور ناخودآگاه مىبيند كه گمراه شده است .
جوان عزيزم ! تقاضا دارم اگر شبههاى برايت پيش آمد ، فوراً بپرسى ؛ اما نه از هر كس ؛ بلكه از متخصص . حرف ديگر اينكه « چرا » راجع به تعبديات نداشته باش . برو راجع به خدا چرا داشته باش و او را اثبات كن . برو راجع به پيغمبراكرم و قرآن و ائمهء طاهرين چرا داشته باش و با دليل آنها را اثبات كن . وقتى آنها اثبات شدند ، ديگر چراها تمام مىشود . با اهميت به مستحبات و مخصوصاً نمازشب و قرآن و دعا و خدمت به خلق خدا ، آنچه خدا دوست دارد در عقلت رسوخ مىكند و در دل آن را باور مىكنى . وقتى باور كردى ، ديگر اصلًا ريشهء چراها و ريشهء شبههها از دل تو به طور كلى زايل مىشود .
مهمتر از اينها ، تسليم در مقابل حق و اهلبيت و قرآن است . يك خراسانى آمد خدمت امام صادق ( ع ) و اصرار مىكرد كه آقا شما شيعه زياد داريد ؛ پس در خراسان قيام كنيد . امام صادق ( ع ) مىدانستند كه نبايد قيام كنند ، اما ديدند اين فرد خيلى داغ است ؛ از آنهايى است كه نمىشود با حرف او را ساكت كرد . لذا دستور دادند كه تنور را آتش كنند . غلامشان تنور را آتش كرد . وقتى هيزمها شعلهور شد ، امام صادق فرمودند : بلند شو برو توى اين تنور . مرد خراسانى رنگش تغيير كرد و بنا كرد گريه كردن يابن رسولالله ! من چيزى نگفتم . فقط گفتم قيام كن . مىخواهى بكن ؛ مىخواهى نكن . اينكه آدم سوزاندن ندارد . زن و بچهام منتظرند .
در همين هنگام يك شيعه آمد ؛ يعنى كسى كه مرتبهء چهارم از تمسك به ولايت را داشت و تسليم در مقابل امام صادق بود . آمد و سلام كرد . جواب سلامش را شنيد . مىخواست بنشيند كه امام صادق فرمودند : برو توى تنور گفت : يابن رسولالله ! با كفشهايم يا بدون كفش ؟ گفت فرقى نمىكند .
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٩٦