كه در جلسهء قبل خواندم نيز همين را مىگويد :
قَدْجاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ
« 1 » نور آمده است . قرآن نور است چشم پيدا كن و ببين چه جور نورى است . مرحوم حضرت آيتالله العظمى آقاى خوئى فرموده بودند كه ما در مدرسه درس مىخوانديم ؛ يك كسى آمد آنجا و من ديدم شب در تاريكى قرآن مىخواند . به او گفتم : حفظى ؟ گفت : نه گفتم : پس چه جورى قرآن مىخوانى ؟ ! گفت : قرآن نور دارد و از نور قرآن استفاده مىكنم . مرحوم كربلايى كاظم از نور قرآن استفاده مىكرد . او را ديده بوديم . نور چشم مىخواهد و ما كوريم . قرآن مىگويد : من نور دارم ، تو كورى :
قَدْجاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ معناى آن خيلى آشكار است . ما دل بيدار و چشم بينا و گوش شنوا نداريم . خدا به واسطهء قرآن دست انسان را مىگيرد و به كجا مىرساند ؟ به راههاى سلامتى . ياد مىدهد كه چگونه گرهء مشكلات را باز كنيم . ياد مىدهد كه در تهذيب اخلاق چگونه بايد خودسازى كنيم .
وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً « 2 » ياد مىدهد چگونه بايد از يقظه به توبه و از توبه به تخليه و از تخليه به تحليه و از تحليه به لقاء و مقصود برسيم . هر راهى را كه انسان احتياج داشته باشد براى سعادت دنيا و آخرت ، يادش مىدهد :
يَهْدي بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهِمْ مِنَالظُّلُماتِ الَي النُّور بِاذْنِهِ « 3 » ديگر از ظلمات ، يعنى از ظلمت غم و غصه ، از ظلمت اين كدورتها ، اين
هامش
( 1 ) - مائده / 15 .
( 2 ) - طلاق / 2 .
( 3 ) - مائده / 16 .