كوريها ، اين كرىها ، اين نفهمىها ، از ظلمت صفات رذيله ، از ظلمت جهل مركب ، از ظلمت اين عنادها و لجاجها و خودپرستيها و منيتها و بالاخره هر چه ظلمت است نجات مىدهد ، و بالاترين ظلمت براى انسان گناه است و بالاترين ظلمت براى انسان نفس اماره و هوى وهوس است ؛ قرآن از اين ظلمتها نجات مىدهد . به قول مؤسس حوزهء علميه قم كه فرموده بود : « ملا شدن چه مشكل ، آدمشدن محال است » . راستى آدم شدن مشكل و قريب به محال است .
مثنوى مىگويد : اهل دلى چراغى در دست مىگشت در كوچهها . اهل دلى به او رسيد و گفت : جستوجو چه مىكنى ؟ گفت : آدم مىخواهم . گفت : نرو كه نمىجويى .
قرآن مىگويد : بيا به سوى من و تمسك به من پيدا كن كه اين محال آسان مىشود :
يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَي النُّورِ نور مطلق وَ يَهْديهِمْ الي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ راه را نشان مىدهد دست انسان را مىگيرد و به هدف مىرساند .
انَّ الي رَبِّكَ الرُّجْعي « 1 » وَ انَّ الي رَبِّكَ الْمُنْتَهي « 2 » انتهاى اين سير خداست .
يا ايهَا الْانْسانُ انَّكَ كادِحٌ الى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ « 3 » تو در حركتى ، حركت پر رنج ، و انتهاى سير تو خداست . انسان در همين دنيا مىبيند كه ديگر هيچ چيزى در دلش نيست جز خدا ؛ مىرسد در اين دنيا به جايى كه هيچ نمىبيند جز خدا . باباطاهر نمىدانم ! راستى به جايى رسيدى يا نه ؟ كه مىگويى :
هامش
( 1 ) - علق / 8 . .
( 2 ) - نجم / 42 .
( 3 ) - انشقاق / 6 .