تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
سينه‌اش و گفتند : كيست كه تو را از دست من نجات دهد ؟ گفت : آقايى تو حضرت رهايش كردند و شمشيرش را به او پس دادند و گفتند : برو . به اين مىگوييم توكل . هفتاد و چهار جنگ براى پيغمبر پيش آمد كه با توكل جلو رفت . براى اينكه در مقابل دشمن نيروى زيادى نداشت ؛ و افرادش خيلى كم بودند . بعد كه روح ماديگرايى ميان اصحاب رسول خدا پديد آمد ، وضع به گونه‌اى ديگر شد . جرجى زيدان مىگويد : آنها اسب و شترسوارى نداشتند ؛ بلكه كفش هم براى خودشان نداشتند . اگر شمشيرى هم داشتند ، غلاف نداشت . شمشير برهنه را با ليف خرما به كمر يا به گردن آويزان كرده بودند . در يكى از جنگها كه جنگ فوق‌العاده سختى بود ، هر دو نظامى يك دانهء خرما جيره داشتند ، ولى مسلمانان در هر هفتاد و چهار جنگ پيروز شدند . فقط دو بار مغلوب شدند و بعد غلبه پيدا كردند : يكى در جنگ احد و ديگرى جنگ حنين . قرآن مىگويد : در اين دو جنگ كه آنها مغلوب شدند ، علت اين بود كه توكل خود را از دست داده بودند . در جنگ حنين به جمعيت و تجهيزات خودشان مغرور شدند و خدا فراموش شد و در جنگ احد ، ماديگرايى پيش آمد و دره را رها كردند و به دنبال غنايم رفتند . از پيغمبراكرم دربارهء جنگ احد سؤال كردند : ما كه غالب بوديم ، چرا مغلوب شديم ؟ فرمود : براى اينكه يك لحظه خدا را فراموش كرديد . جوانها ! بدانيد اگر يك لحظه خدا را فراموش كرديد و توكل بر او را فراموش كرديد ، ديگر دست عنايتش روى سر شما نيست ولو حضور پيغمبراكرم و اميرالمؤمنين هم باشيد ، شكست مىخوريد . مسلمانان در جنگ حنين با همهء امكانات شكست خوردند .