دارد كه خداى تعالى به مؤمنين ، محبّت و علاقه ى ويژه اى دارد و هيچكس را چون آنان دوست ندارد .
در سخنان پيشوايان دين « ع » ، كه قبلًا نيز به برخى از آنها اشاره رفت ، بر اين معنى بسيار تأكيد شده است و ظلم و اهانت به مؤمن را به اعلان جنگ با خداى تعالى توصيف كرده اند . در اصول كافى از پيامبر بزرگوار اسلام « ص » روايت شده است كه در شب معراج به من خطاب شد :
« اگر كسى به بنده و دوستم جسارت كند ، مانند اينست كه آماده ى جنگ با من شده است و هر كه آماده ى جنگ با من شود ، با او خواهم جنگيد » . رسول خدا « ص » پرسيد : الهى دوست تو كيست كه به خاطر اهانت به او خواهى جنگيد ؟ ندا آمد :
دوست من « شيعه » على ابن ابيطالب « ع » است . كسى كه « نبوّت » تو را و « وصايت » و « ولايت » اميرالمؤمنين و امامان « ع » را بپذيرد .
از اين روايات استفاده مىشود كه بايد پاسدارِ حريم حرمت « مؤمن » بود و نبايد به او اهانت و بى حرمتى كرد . بديهى است هر عملى كه دل مؤمن را بيازارد و حق او را از بين ببرد از مصاديق اين « بى حرمتى » به شمار مى رود و مشمول حُكم حديث « معراج » است . به ديگر
سخن افترا ، غيبت ، تهمت ، تضعيف ، شايعه پراكنى ، تحقير و تمسخر از افراد « اهانت » است و اعلان جنگ با خداى تعالى . چرا كه مؤمن از خداست و خدا از او .
اين روايات شريف ، كه پرتو هدايت و وسيله ى رستگارى است ، بهترين ره توشه ى انسان است . چنانچه از قالب الفاظ و « شعار »
اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٤