مىخواهد از راه شايعه ديگران را زمين بزند و خود را بالا ببرد . آن را مؤثر بداند . او توحيد در ربوبيت ندارد . از نظر اخلاق بايد بگوئيم مشرك است . شرك اخلاق دارد . يا از نظر روايات بايد بگوئيم كه شرك خفى دارد . نقطهء سياه در توحيد ربوبيت دارد اين درباره عموم مردم است . براى خواص اينطور نيست كه گناه در زندگيشان نباشد . بواسطهء گناه بخواهند چيزى را بدست بياورند و معلوم است كه اينطور نيستند . از اين نظر توحيد در ربوبيت درست است . اما بايد مقام توكلشان قوى باشد . « آخر العلم تفويض الامر اليه » . و اگر توكل نداشته باشيم به مقام توكلمان ضربه بخورد و بلغزد . اين طرف و آن طرف بزنيم به جاى اينكه يارب يارب يارب در دل شب بگوئيم ، غم و غصه روى دلمان را گرفته باشد . بجاى اينكه نمازشب بخوانيم ، توحيد در ربوبيت ما لنگ است .
استاد بزرگوار ما آن مرد عظيمالشأن مرحوم علامه طباطبائى رضوانالله تعالى عليه مىفرمودند : در نجف يك وقت فقر بر من رو آورد . خيلى برايم زندگى مشكل شد قرض اطرافم را گرفته بود . بعد نماز صبح رفتم توى غم و غصه ، رفتم توى فكر ، معلوم است علامهء طباطبائى بعد از نماز صبحش بعد از نماز شبش بايد برود توى قرآن ، مىگويد رفتم توى فكر ، همينطور كه فكر مىكردم كه قرضم چه مىشود و آن را چه كنم اين فقر را چه كنم ؟
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٧٤