منزلت قائل نيستيم موقعيت ماست . و همين هم است كه ما را از بين برده است همين هم است كه ما را زمين مىزند . اگر ما قدر و منزلت براى طلبگىمان ، براى عمامهمان قائل بوديم . به اينجاها نمىرسيدم . به اين بدبختىها نمىرسيديم ، اين از ما يعنى از متوسط مردم از خواص ؛ اما از اخص الخواص چيز ديگرى كه مىخواهند . در روايات مىخوانيم حضرت ذكريا را تعقبيش كردند به درخت گفت : درخت من را بگير ، درخت دهان باز نمود و توى درخت رفت . توى درخت خطاب شد ذكريا ما كجا بوديم كه تو گفتى درخت ، ما را بگير ! خواب اين براى من و شما نيست . بعد هم گفت كيفر داراى و كيفرش اين بود كه آمدند و اره دو سر را گذاشتند درخت را با حضرت ذكريا دو نصف كردند . براى اينكه حضرت ذكريا توحيد در ربوبيتش خيلى بالا باشد . درخت ما را بگير چيست ؟ اين براى من نيست ، براى شما هم نيست ، براى عموم مردم هم نيست . اما بايد بدانيم كه اگر توحيد در ربوبيت حضرت ذكريا لنگ شود ، آنجور مىشود . بايد بدانيم كه اين توحيد در ربوبيت پيدا كردن كارى بسيار مشكل است اما كارى بسيار لازم است . اين جمله اول شرح امثله را بايد ما مرتب بخوانيم . اينكه مرتب بگوييم تدريس سنتى ، فقه سنتى بخوان ، بخوان تا به جايى . برسى اگر مىخواهى شيخ انصارى بشوى ، راهش همين است ، اگر
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٧٦