آنچه خدا داده است در كارى كه خير نيست مصرف نكنيم . در كارى كه رضاى خداى نيست ، مصرف نكنيم . آن تكوين و آن هم تكوين و آن هم تشريع ، يعنى تكوين و تشريع هر دو از خداست . دوش بدوش يكديگر ارائه شدهاند و به ما مىگويد با ارادهاى كه خدا داده است يعنى وجودش از خداست تو مىتوانى تكوين و تشريع را صرف كنى در راهى كه رضاى خدا در آنست . حالا اگر كسى آنچه را خدا داده است در خيرات صرف كرد ، مىتوان نسبت فعل را به خدا داد و همچنين مىتوان نسبت فعل را به كسى كه عمل را انجام داده است در خيرات صرف كرد ، مىتوان نسبت فعل را به خدا داد و همچنين مىتوان نسبت فعل را به كسى كه عمل را انجام داده نيز بدهند . مثل اينكه شما پولى به من بدهيد كه من در خيرات صرف كنم ، ممكن است نسبت فعل را به كسى كه عمل را انجام داده نيز بدهند . مثل اينكه شما پولى به من بدهيد كه من در خيرات صرف كنم ، ممكن است نسبت فعل به شما داده شود و هم نسبت فعل خير را به من هم داد ، اينكه شمائيد اين كار خير را انجام دادهايد و اگر پول را به من داديد كه من در خير صرف كنم ، اما من در راه شر صرف كردم ، اين ديگر به شما مربوط نيست ، هيچكس نسبت فعل را به شما نمىدهد ولو اينكه پول مال نيست ، هيچكس نسبت فعل را به شما نمىدهد ولو اينكه پول مال شما باشد . تمام پيامبران مردم را به تقوا دعوت كردند ، يعنى اينكه آنچه خدا داده است در خيرات صرف كنيد ، ولو اينكه تمام مال از خداست . اگر ما حرف انبياء را نشنويم و آنچه خدا داده است در راه شر و ظلم صرف كنيم ، ما هستيم كه شروريم و فعل به خدا بر نمىگردد . ما هستيم كه سيئه بجا آوردهايم نه خدا ، ولو اينكه
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 51
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٥١