و بالاخره مقدماتى كه يك فعل لازم دارد همه و همه از خداست ، حتى خدا ما را با اراده خلق كرده است ، فرق ما و يك ماشين در راه رفتن اين است كه ماشين شعور ندارد و ما با شعور راه مىرويم اگر يك كارخانهاى كار مىكند و چكش بواسطه جريان برق روى سندان مىخورد ، خوردن چكش روى سندان غيرارادى است ، يعنى اينكه چكش با شعور عمل نمىكند خود آن درك ندارد . اما اگر دست ما به صورت بىگناهى بخورد با آن چكش كه روى سندان خورده است تفاوت دارد .
فعل ما ارادى است . به قول مثنوى كه مىگويد : « اين كنم يا آن كنم اين دليل اختيار است اى آقا فرق آن و اين يعنى ، فرق آن چكش خوردن روى سندان و فرق خوردن دست ما بر روى ميز به تفاوت وجود اراده در فعل ما است . اما همين اراده را ، همين من را ، من مختار را ، نيز خدا خلق كرده است . خالق خداست . پروردگار عالم ، من را مختار خلق كرده است و همه مقدمات را خلق كرده است ، يعنى وجود داده است ، سلامتى داده است ، عقل و شعور داده است ، زمان و مكان داده است . براى اينكه كار را انجام بدهد . بعد از آن هم بواسطه يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر دستور داده است كه اين چيزهايى كه به تو دادهام ، از جمله خودت ، ارادهات را در راه خير مصرف كن و از شر بپرهيز
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٤٩