تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بين مردم به عقل و كياست و تدبير مشهور است ، نمىتوان چنين گفت نه ! بعد كمى فكر كرد ، احساس ناراحتى كرده و روى ترش نمود و فكرى به خاطرش رسيد كه قطعاً شيطان به دلش و زبانش انداخت كه بگويد . مىگوئيم او ساحر است كه اينطور بين مردم تفرقه انداخت بطورى كه زن مسلمان شد و شوهر نشد ، برادر مسلمان شد و خواهر نشد ، پدر مسلمان شد و مادر نشد و . . . و اين صرفاً از نيروى سحر او بوده است و قرآن مىفرمايد : « يفرق بين المرء و الزوجه » همه گفتند « اللّهم نعم » بله مىتوان گفت . بالاخره مشهور كردند كه پيامبر ( ص ) ساحر است . اما به خواست خدا نتوانسند او را از صحنه بيرون نمايند . اما برچسب بسيار بدى بود . ساده‌لوح‌ها اين تهمت را پذيرفتند . غضب پروردگار عالم متلاطم شد و در سوره « مدثر » چندين آيه در اين خصوص آمده است « انه فكر و قدر فقتل كيف قدر ثم قتل كيف قدر ، ثم نظر ، ثم عبس و بسر ، ثم ادبر و استكبر . فقال ان هذا الا سحر يؤثر . ان هذا الا قول البشر » ( سوره مدثر آيه 18 تا 25 ) قرآن اين جلسه را نقل مىكند و مىفرمايد انه فكر فكر كرد و قدر اندازه " يرى كرد و بعد مىگويد مرگ باد بر او فكرش ، و دوباره مىفرمايد مرگ باد بر اين فكر او ، روى ترش كرد و حرف را بر سر زبان آورد و بيان نكرد و چند بار اين كار را انجام داد تا عاقبت ناگهان