تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
گفت : « ان هذا الا سحر يؤثر ان هذا الاقول البشر » گفت اين قرآن از طرف خدا نيست . از جانب خود پيامبر ( ص ) است و پيامبر آدم ساحرى است و سحرش ، سحر مؤثرى است . چرا قرآن براى ما اين قضيه را نقل مىكند و اينقدر به آن اهميت مىدهد ؟ مىخواهد بگويد اگر كسى روح خودخواهى و فرعونيت در او زنده باشد بالاخره « اضله الله علي علم » مىشود . ابىسفين پيامبر را خيلى بهتر از ما مىشناخت ما او را با غيب مىشناسيم « يؤمنون بالغيب » ولى او پيامبر را به طور شفاهى و نزديك مىشناخت ، ما شايد فصاحت و بلاغت نمىدانيم اما ابىسفيان استاد بلاغت و فصاحت بوده است . وليدابن مغيره ، وقتى خودپرستى او شعله‌ور نيست ميگويد « ان له لحلاوه . . . » اما وقتى كه آتش خودپرستى شعله‌ور گشت تناقض مىگويد . يك وقت مىگفت ؛ قرآن بسيار زيبا و دلنشين و بالاترين كلام است و زمانى ديگر مىگويد آن سحر است و كلام خود پيامبر ( ص ) است و چندان هم اهميتى ندارد و اين گونه روح تناقض‌گويى در او ديده مىشود . حتى « ان له لحلاوه » هم از روح خودپرستى و منيت او سرچشمه مىگيرد و هر چند كه از فطرتش سرچشمه مىگيرد . اما باز هم براى خودپرستى و خودخواهى اوست . لذا تناقض‌گويى رياكارى ، تظاهر در كلمات و كارهايش زياد است . شايد