تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
قبلًا راجع به توحيد ذاتى صحبت شد كه از نظر فلسفى و كلامى معنى ندارد ك دو واجب‌الوجود در جهان باشند و معلوم هم نيست كسى قائل به اين امر باشد . بايد مواظب باشيم كه نقطهء سياه كه همان شرك خفى و شرك اخلاقى است در آن پيدا نشود كه همان خودپرستى ، منيت ، خودمحورى و خودخواهى است و تا اين رذايل در انسان وجود دارد بداند كه مشرك است ولو از نظر اعتقادى توحيد ذاتى دارد و براهينى هم جهت توحيد ذاتى ارائه دهد . اما تا روح خودمحورى و خودخواهى در او باشد در دل او شرك است ولو در عقل او مشرك نباشد و قرآن با صراحت مىفرمايد كه چنين انسانى مشرك است . « من اتّخذ الله هوي » يعنى او خدايش نفس اماره‌اش است . در سورهء يوسف آيه‌اى است بسيار تكان‌دهنده « و ما يؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون » ( يوسف 106 ) بسيارى از مسلمانان مشرك هستند و بسيارى ايمان نياورند . الا اين كه مخلوط به شرك است يعنى از نظر قطع و يقين و اعتقاد مىگويند ؛ خدا يكى است و دو نيست اما همين كه اين حرف را مىگويد مشرك است . يعنى نقطه سياهى در توحيد ذاتى او پيدا شده است . توحيد ذاتى يعنى پاك شدن از شرك و از همه چيز مشكل‌تر است . و قرآن شريف ، روايات اهل‌بيت ( ع ) علماى علم اخلاق دست روى