همين نقطهء سياه گذاشتهاند . شايد بيش از صد آيه زنگ خطر مىزنند كه اين نقطه سايه است كه باعث بدبختى انسانهاست و به عبارت ديگر همين جمله « و اضلّه الله علي علم » يك زنگ خطر است در سوره و الشمس بعد از آن كه يازده قسم مىخورد و مى فرمايد : « قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها » قضيهء قوم ثمود را پيش مىكشد و مىفرمايد : « كذبت ثمود بطغويها » يعنى اينها با فرض اين كه معجزه عظيم بيرون آمدن شتر با بچهاش از كوه را ديدند اما ايمان نياوردند . بلكه تصميم گرفتند كه شتر را بكشند .
مردى كه توحيد ذاتى داشت زنگ خطر را زد و دلسوزى كرد و گفت شتر را نكشيد كه باعث بدبختى خودتان مىشود اما « فعقروها » شتر را پى كردند . بعد هم در آخر سوره مىفرمايد : « و لا يخاف عقبها » وقتى انسان خود محور ، لجوج و خودخواه شد ديگر عاقبت انديش هم نيست .
در مورد قضيه وليد بن مغيره كه قرآن نقل مىكند ، شايد آيهاى بر اين قهر و غضب در قرآن خيلى كم داشته باشمى . وليدبن مغيره ريحانه و گل سر سبد عرب در فصاحت و بلاغت است . وقتى كه پيامبر اكرم ( ص ) برايش قرآن خواند به قدرى روى او تأثير گذاشت كه آمد و ميان يارانش نشست ، يعنى همان ابىسفيان ابىجهل ، عتبه ، شيبه و . . . و جملهاى زيبا در مورد
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٩