استحسانها حكم بسازيم ، دين رانابود كردهآيم ، و اين جملهء « قيسط محق الدين » و يا جملهء « اثم اذا قيسط محق الدين » يا جمله
« من فسر القرآن براءيه فليتبرئه مقعده من النار
» براى همان اشخاصى است كه فكر خود را مىخواهند بر قرآن تحميل بكنند . فكر خود را بخواهد تحميل بر تعبديات قرآن بكنند .
در انقلاب ما مخصوصاً در ميان گروهكها ، بعد انقلاب اين قياس استحسان ، اين تقسير زياد پيدا شد كه حتى كار رسيد به اينجا كه از اول قرآن تا آخر قرآن اين جورى جلو رفتند . « الم ذلك الكتاب ، لا ريب فيه هدي للمتقين ، الذين يؤمنون بالغيب » بقره ( 1 تا 4 ) گفتند معناى « الذين يؤمنون بالغيب » يعنى مبارزهءزيرزمينى ، متقى كسى است كه مبارزه با دشمن داشته باشد و يكى از مبارزهها با دشمن ، مبارزهء زيرزمينى است ، ايمان به غيب داشته باشد يعنى اين . همينطور جلو رفتند ، تا رسيدند به سورهء فيل ، « الم تركيف فعل ربك باصحاب الفيل » كه معنا كردند يعنى يك عقابهايى ، يعنى يك لشكر مجهزى ، اينها ريختند به سر آن افراد ، فيلبانان كه با فيل آمده بودند خانه خدا را خراب كنند و آن لشكر مجهز ، آنها را نابود كردند . يعنى در قرآن تصرف كردند پرستوها كه قرآن مىگويد يك پرستوهايى آمدند . به صورت معجزه و آن فيلبانان را از بين
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٥