تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و از خود چيزى ندارند ، و اما مرجع تقليد آن هم قانون‌گذار نيست ، او مسئله‌گو است چنانچه مجلس شوراى اسلامى ، يا شوراى نگهبان ، يا شوراى مصلحت و اين نهادهايى كه در جمهورى اسلامى هستند ، اينها قانون‌گذار نيستند ، اينها مسئله‌گو هستند ، اينها تبيين احكام الهى مىكنند و آنچه پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين عليهم‌السلام گفته‌اند ، اينها تبيين مىكنند ، نظير رسالهء علميهء مرجع تقليد ، و اگر كسى در مقابل پروردگار عالم قانون وضع كند ، از نظر قرآن و روايات هم كافر است و هم ظالم است و هم فاسق . دليل مطلب هم معلوم است ، براى اينكه قانون را براى انسانها كسى مىتواند وضع كند كه اولًا عالم باشد كه انسانها چه مىخواهند ، خالق اين انسانها باشد ، و اين مختص به ذات باريتعالى است ، قانون را كسى مىتواند وضع كند كه مالك اين انسانها باشد ، اما اگر مالك نباشد ، يعنى كسى كه مالك انسانى نيست ، حق ندارد در شئونات آن انسان تصرف بكند ، يك قاعدهء كلى در فقه داريم كه مىفرمايد : لا يسلط احد علي احد ، لا يجوز ان يتصرف احد علي شئون احد الا باذن الله تبارك و تعالي ، لذا مالك حقيقى خداست چون مالك حقيقى خداست ، قانون را هم بايد او براى انسانها وضع كند ، چيزى كه هفتهء گذشته جلو آمد ، و بحث اخلاقى ما بود اين بود كه ما بايد مواظب باشيم