قانونگذارى است . در حقيقت مسئله گويى است ، اگر در اين انقلاب ، مجلس شوراى اسلامى است و شوراى نگهبان ، اگر شوراى خبرگان است ، اگر چيزى از دولت اسلامى است همه و همه بر مىگردد به حكم خدا ، چنانچه اگر وسايلالشيعه است و روايات اهلالبيت ، اگر بحارالانوار است و روايات اهلبيت ، و بالاخره اگر قرآن است همه و همه مال خداست . در مقابل حكم خدا ، در مقابل ذات ربوبى به ربوبيت تشريعيف احدى هيچ چيزى ندارد حتى پيغمبر خاتم ( ص ) . اين عقيده شيعه است و همين جا هم يك اختلاف واقع مىشود بين سنى و شيعه كه الان مورد بحثمان نيست و على كل حال ، شيعه قائل به توحيد افعالى در قسم سومش مىباشد ، يعنى توحيد در قانون .
اين از افتخارهاى بزرگ شيعه است ، شيعه نه فقط امامت دارد ، شيعه توحيدى دارد كه ديگرى ندارد ، شيعه نه فقط امامت دارد عدل دارد كه ديگرى ندارد . شيعه نه فقط امامت دارد ، نبوتى دارد كه ديگرى ندارد . و اين چيزهايى كه شيعه دارد ، كه از افتخارهاى بزرگ شيعه است هر شيعهاى مخصوصاً ما طلبههاى بايد توجه كاملى به آن داشته باشيم . بايد در اين گونه چيزها
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٢