داده ، بايد گفت كه به طور كلى هر علم و دانشى در اسلام مايه فضيلت و ارزش است ، مگر اينكه بخاطر يك عنوان ديگر و به جهت ببارآوردن مفسدهاى از آن نهى شده باشد ، كه از آن جمله ، علوم غريبه ، مثل دانش احضار ارواح ، خواب مغناطيسى ، رمل و اسطر لاب ، جادو و سحر و طلسم و نظاير اينهاست كه به سبب مفاسدى كه ما به پارهاى از اين مفاسد واقف و آگاه شدهايم مورد حرمت واقع شدهاند .
براى نمونه مىتوان به علم احضار ارواح و مفسدهاى كه انسان به خاطر اين علم در آن واقع مىشود اشاره كرد كه عبارتست از پرورش قوه تخيل كه درصد بالايى از اين علم را تشكيل مىدهد و اگر عالم خيال بر كسى مسلط شود ، مخصوصاً بر افرادى كه داراى نفوس ضعيفه هستند ، تا جايى پيش مىرود كه او را از هستى ساقط مىنمايد .
مثلًا اگر به قبرستان برود و زمينه هم براى ايجاد تخيل آماده باشد ، مىبيند كه مرده از قبر بيرون آمد ، بعد مىشنود ه او را صدا مىزند كه سر جاى خود بايست ، اما او فرار مىكند ، و مىبيند كه مرده او را تعقيب مىنمايد تا سرانجام او رامىگيرد و در اينجاست كه او از حال عادى خارج شده و به اصطلاح غش مىكند و عمده اينست كه همهء اين امور از ديدن ، شنيدن و لمس و امثال اينها را براستى درك مىكند . اين است نفوذ قدرت تخيل و خيالپردازى در انسانها . افراد وسواسىنيز همين گونهاند ، زيرا به اندازهاى قدرت خيال بر آنها كارگر مىشود كه غير خون را خون و غير نجس را به گمان نجس مىدانند و اين را به راستى احساس مىكنند از اينروست كه در شريعت مقدس اسلام و فقه نورانى شيعه ، شك و قطع وسواسى و كثيرالشك حجت نيست و نمىتواند به آن اعتنا كند . بنابراين اگر اسلام از علمى منع مىفرمايد نه به خاطر علم بودن آنست ، بلكه به خاطر فسادى است كه بر آن مترتب مىگردد و چون در مثال مورد بحث ما ، احضار واقعى روح بسيار كم صورت مىگيرد و مردم با خيالپردازىهاى بى جا به عسر و حرج مىافتند و اوقات زيادى نيز اين شيطان است كه بجاى روح حاضر مىشود و جوابهاى نامربوطى هم مىدهد ، مورد تحريم واقع شده است . اما اگر اين عنوان از علمى برداشته شد ، ديگر هر علمى كه باشد ، از
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٩