دورهء طلايى زندگى انسان در عرصه تجلى غريزه علميابى و علمجويى است ، همزمان با به فعليت رسيدن و يا شكوفايى كامل ديگر غرائز حساس چون غريزه دوستيابى ، غريزه جنسى و غريزه مذهب ، اهميت خاصى پيدا مىكند و رسيدگى و توجه ويژهاى را مىطلبد اگر چه اين تمايل و خواسته تا پايان عمر انسان ، فعال است و پويايى لازم را دارد ، ولى ديگر به بروز و ظهور دوران جوانى و نوجوانى نمى رسد و يا به ندرت اتفاق مىافتد . پيامبر گرامى اسلام در بيانى با اشاره به تداوم و پويايى اين غريزه مىفرمايند :
اطلبوا العلم من المهد الي الحد زگهواره تا گور دانش بجوي
بعضى گمان كردهاند كه اين روايت از باب تأكيد است و پيامبر خواستهاند با اين فرمايش ، مردم را به فراگيرى علوم دعوت نمايند و اينكه همهء مردم بايد هميشه ، از تولد تا مرگ ، درصدد يافتن علم باشند ، ولى به نظر مىرسد كه اين كلام نورانى رسولاكرم ، اشاره به واقعيتى ديگر داشته باشد و آن اينكه ، از زمانى كه انسان متولد مىشود غريزهء فطرى علميابى او بالفعل است و تا وقتى كه مىخواهد از اين دنيا برود ، اين خواسته با او همراه و همقدم است ، لذا بايد وجود خود را از علم سيراب سازيد و آن را با علم و دانش ، حيات مستمر و دائم ببخشيد ، تا اين غريزه بنحو احسن ارضا شود و روح و روان از لذتهاى بيشمار آن متلذذ و بهرهمند گردد .
با توجه به مطالب فوق و با عنايت به پيام درخشان پيامآور وحى و با هوشيارى بر اين نكته كه اگر غرائز مورد توجه و عمل قرار نگيرند ، مورد غفلت واقع شده و به فراموشى سپرده مىشوند و موجب نارسايىها و مشكلاتى در زندگى انسان مىگردند ، بنابراين بايد بطور طبيعى برآورده شده و ميدانى براى ابراز وجود پيدا نمايند .
علم مفيد و علم ممنوع
در اينكه براى جوابگويى به غريزه الهى علميابى و علمجويى ، چه علمى را بايد مدنظر داشت و اصولًا مذهب و آيين ما يعنى اسلام عزيز ، چه علمى را مورد تأييد و سفارش قرار