: وَ كانَ الشَّيطانُ لِلْانْسانِ خَذُولًا « 1 » « و شى طان همواره فروگذارندهء انسان است » .
ظاهراً مراد از شيطان در اينجا ، شيطان انسى است ، يعنى بدان ! كه رفيق بد ، شيطان است و اين شيطان تو را به بدبختى و پرتگاه نيستى و هلاكت مىكشاند و آنگاه ديگر هيچ افسوس و آه و ناله سودى نمىبخشد .
سعدى عليهالرحمه چه خوب در اين باره سروده است كه :
تا توانى مىگريز از يار بد * يار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها اگر به جان زند * يار بد جان و بر ايمان زند
تأثير همنشينى
علماى علم اخلاق در زمينه رنگپذيرى انسانها از يكديگر و تأثير و تأثر بثن آنها تشبيهات خوبى دارند از جمله اينكه اگر شما يك استخرى پر از آب گوارا و تميز داشته باشيد كه مردارى در كنار آن افتاده باشد ، طولى نخواهد كشيد كه اين آب ، رنگ و بوى آن مردار بدبو و متعفن را خواهد گرفت و از بىرنگى و بىبويى و شفافيت خواهد افتاد .
در مقابل نيز اگر در ميان يك باغ گل و يك بوستان ، حوض آبى باشد كه در ميان گلها قرار دارد ، هر وقت آب را مىبويى ، گويى بوى گل مىدهد و انگار معطر است . چرا ؟ ! رنگ و بوى ديگران را به خود جذب مىكند . حال اگر اين ديگرى ، يك دوست بد ، يك رفيق لاابالى ، يك همدم نادان و بىدين باشد ، قضيه همان ماجراى استخر و مردار است . اما اگر آن ديگرى ، يك يار با ايمان ، يك رفيق خوب و يك مونس عاقل و دانا باشد ، داستان باغ گل و حوضى است كه در ميان گلها قرار دارد . رفيق خوب مثل گلى است كه سروكار با آن ، بدن و لباس انسان را معطر مىسازد ، چه انسان بخواهد چه نخواهد .
هامش
( 1 ) - سوره فرقان / آيه 29 .