مىدهد و سازگار مىنمايد و يكى از اين عوامل كه قدرت اثرگذارى بسيار فراوانى چه در زمينههاى مثبت و چه در زمينههاى منفى نيز دارد ، دوست و رفيق در زندگى انسانهاست ، از اينرو با توجه به قدرت عجيب و بالاى اين عامل پرنفوذ و انعطافپذيرى شديد افراد از يكديگر ، بايد ببينيم كه علاقمندان به سرنوشت نسل جوان و سعادت ايشان ، چگونه بايد با اين مسئله حساس روبرو شوند و چگونه آنها را در جهتدهى صحيح ارضاى غريزه دوستيابى يارى كنند و راهنمايى نمايند .
آيا روش پسنديده اينست كه او را در انتخاب و پذيرش هر كسى با هر خلق و خوى و اعتقاداتى كه بعضاً درست در نقطه مقابل باورهاى فرزندانمان و جوانانمان نيز هست آزاد بگذاريم تا آن فرد را به عنوان دوست ، ياور و همدم خويش برگزيند و در نتيجهء برخوردهاى مداومى كه با يكديگر دارند و تأثير و تأثرى كه ميان آنها بوجود مىآيد ، رنگ او را به خود بگيرد و به خصلتهاى او متصف شود ، يا اينكه عقل حكم مىكند كه جوانان و نوجوانان ما آن فردى را به دوستى و مؤانست برگزينند كه ما در يك دورنما ، او را در آن چهره مىپسنديم و سعادتش را در آن مىدانيم ؟
روش يك جوان فهميده
بديهى است كه يك جوان فهميده و يك نوجوان دانا و عاقل در اين سفر پرمخاطره و طولانى ، همسفرى را انتخاب مىكند كه در طول مسافرت ، او را به بيراهه نبرد و به هلاكت نيندازد و مسير مستقيم سعادت را به او رهنمون گردد . لذا قبل از هر كس ، اين خود جوانان و نوجوانان هستند كه بايد در انتخاب و گزينش دوست و رفيق مواظبت نمايند و با چشمانى باز و بدون هر گونه زودباورى و يا تعصب بى جا در مقام جوابگويى به اين نداى فطرت و غريزه خود برآيند . آنگاه در مرحله بعد ، نوبت به پدر و مادر يا ديگران از اولياء و مربيان مىرسد كه پاى در ميان نهاده و دست فرزند و متربى خود را گرفته و او را در اين پذيرش حساس ، مدد و كمك نمايند .