. شما تاكنون ديدهايد كسانى را كه بعد از رسوايى كار زشتشان پشيمان مىشوند و چون مىبينند كه ديگر هيچ چارهاى برايشان نمانده ، چگونه دستشان را به دندان مىگيرند و لبشان را مىگزند و با خود زمزمه مىكنند كه ديدى چه شد ؟ اى كاش نشده بود ، اى واى بر من . در قيامت نيز يك عدهاى كه در اثر دوستىهاى نابجا و غلط به عاقبتى زشت مبتلا گرديدهاند اين گونه به خود مىپيچند و از فرط پشيمانى ، خود را ملامت و سرزنش مىكنند كه اى واى ، ديدى كه رفيق بد ، سرانجام بر سر من چه آورد ، ديدى مرا به راههاى گناه و خطا و انحراف كشيد و مثلًا با آهنگها ، نوارها و فيلمهاى شهوتانگيز مرا خانه خراب كرد ، ديدى مرا به انواع خلافكارىها آشنا كرد و سرانجام آبرويم را ريخت ؟ !
اى كاش فلانى را دوت خود نگرفته بودم ، اى كاش به جاى آن مجالس كذايى ، به مجالس خدايى مىرفتم و با رسول خدا و ائمه طاهرين ( ع ) و قرآن و موعظه و پند و جمعه و جماعت و افراد متقى سروكار و ارتباط مىداشتم ، اى واى بر من . اما ديگر اين افسوس ، چه سود و فايدهاى دارد ؟ !
لَقَد اضَلَّني عَنِ الذِّكْرِ بَعدَ اذ جائَني « 1 » « او مرا به گمراهى كشانيد پس از آنكه قرآن به من رسيده بود » .
يعنى ديدى ؟ ! من مسلمان بودم ، من روحانيت و معنويت را در كنار خود داشتم ، همهء اسباب نجات و رستگارى در دسترس من بود ، اما دوست بد مرا غافل كرد و همه آنها را از دست من گرفت . ديدى ؟ ! من دخترى با حجاب بودم ، در مسير عفت و پاكدامنى حركت مىكردم ، اما دوست بد و رفيق لاابالى ، توجه به يك لبخند زهآگين مرا از راه بدر برد و چه سرنوشت بدى را براى من رقم زد ؟ !
و سرانجام در پايان آيه ، خداوند زنگ خطر و بيدارباش را براى همه ، از پدران و مادران تا ديگران و به ويژه جوانان و نوجوانان ، دانشآموزان و دانشجويان به صدا در مىآورد كه
هامش
( 1 ) - سوره فرقان / آيه 29 .