مسئله حساس دوستيابى
يكى ديگر از غرائزى كه مختص به انسان است و از اهميت ويژهاى نيز برخوردار مىباشد ، فطرت و طبيعيت دوستخواهى و مونسطلبى سات كه سنين پرتلاطم نوجوانى و جوانى ، اوج شكوفايى آن بشمار مىرود .
اين غريزه خدادادى كه نشأت گرفته از روحيه مدنيت و زيست اجتماعى است ، انسانها را از زن و مرد ، پير و جوان ، دختر و پسر ، باسواد و بىسواد وامىدارد تا براى رفع حوائج خويش ، چه در زندگانى مادى ، از كار و تلاش و گردش امور و چه در بعد روحى ، روانى ، عاطفى و معنوى خويش در همه شئون زندگى ، دست نياز به طرف ديگران ببرد و افرادى را به عنوان يار ، رفيق ، همراه و دوست برگيزند و به اين وسيله ، هم گره از مشكل خود بگشايد و هم قوام مدنيت جامعه را تداوم بخشد و در تنيجه با روحيه و طبع مدنى و اجتماعى خود ، نداى اين غريزه الهى را پاسخ مثبت بگويد .
در اينكه همه افراد بشر به همدم و مونس و دوست نياز دارند و خواه ناخواه ، اين غريزه آنها را به دوست گرفتن و داشتن دوست يا دوستانى مىكشاند ، هيچگونه شكى نيست و مشكلى وجود ندارد ، ليكن آنچه در اين ميان بسيار مهم و خطير است ، و عمده بحث ما را تشكيل مىدهد ، اينست كه ، از آنجا كه انسان موجودى است انعطافپذير كه از عوامل محيط اطراف و پيرامون خود تأثير مىپذيرد و طبعاً بدينوسيله ، خويش را با آنها وفق