دوران ، حضرت ابراهيم ( ع ) بعنوان شاخص برجسته اين تسليم است . قرآنمجيد مىفرمايد : وقتى به ابراهيم گفته شد كه تسليم شو ، گفت به پروردگار جهانيان تسليم شدم .
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمتُ لِرَبِّ الْعالَمينَ
« 1 » آنگاه به ذر مواردى از اين تسليم در مقابل خداوند وا وامر او كه در قالب امتحاناتى براى ابراهيم پيش آمد مىپردازد . يكى از آن امتحانات ، بردن زن و فرزند خردسال خود به يك بيابان بىآب و علف در كنار خانه خدا بود كه در آن زمان يك چهار ديوارى سنگچين داشت ، تنها فرزندى كه خداوند در سن پيرى و كهنسالى به او عنايت فرموده و بسيار مورد علاقهاش بود . اما چون امر خداوندست و او تسليم ، آنها را تنها آنجا گذاشت و برگشت ، و زمانى كه مورد سؤال همسرش هاجر واقع شد كه ما را در اين سرزمين خشكو لميزرع به چه كسى مىسپارى ؟ ابراهيم گفت : خدا ، و اينچنين ، اولين گام در تسليم را با استوارى تمام برداشت .
مورد ديگرى كه براى حضرت ابراهيم ( ع ) پيش آمد و امتحانى بىنهايت سخت و دشوار بود ، اما او با به همراه داشتن مقام تسليم و رضا به خوبى از عهدهء آن بيرون آمد ، داستان قربانى كردن فرزند دلبندش اسماعيل ( ع ) بود . گفتيم كه چشمان ابراهيم ( ع ) در زمان پيرى به چهرهء زيباى اسماعيل منور شد ، از اين روى او را بسيار دوست مىداشت و مورد توجه قرار مىداد . اينك كه اسماعيل به سن و سالى رسيده كه هر پدرى مشتاق ديدار و تماشاى قد و قامت و كمالات فرزندش در اين سنين است . ناگاه در رؤياهاى صادقهاى به ابراهيم ( ع ) امر مىشود كه او را ذبح كند و سر ببرد ، امرى بسيار ناگوار و جانخراش ، اما ابراهيم كه اسوهءتسليم در مقابل خداى خويش است دست به كار مىشود . براى سهولت در كار جريان
هامش
( 1 ) - سوره بقره آيه / 131 .