زمانى كه مرد خرانى درون تنور را ديد با صحنه شگفتانگيزى مواجه شد ، ديد عجبا ، آن مرد ، براحتى داخل آتشسوزان تنور نشسته و هيچ آثار سوختگى ودردى هم در او مشاهده نمىشود . حضرت كه موقع را مغتنم ديدند فرمودند : اى مرد خراسانى ، از اين نوع شيعه چند نفر داريم تا به توسط آنان قيام كنيم ؟ مرد خراسانى كه تازه متوجه كار حضرت و منظور ايشان از اين عمل شده بود ، با شرمندگى سر به زير انداخت و آهسته با خود زمزمه كرد كه هيچ .
ما نيز در زمان خود مفتخر به ديدن افرادى شدهايم كه رنگ خدايى تسليم را آنچنان با تار و پود وجودشان آميختهاند كه غير از بدست آوردن رضايت الهى و تسليم در مقابل اوامر فرستادگان و اولياء او به هيچ چيز ديگر نمىانديشند و هيچ مانعى در اجراى فرامين آنها ، جلودار و سد راه نيست . اين را تمام كسانى كه اندك برخوردى با رهبر فقيد انقلاب اسلامى ، حضرت امام خمينى قدسسره ، بزرگ مردى كه احياءكننده دين در عصر ما بود ، داشتهاند ، به روشنى آفتاب بر آن اذعان دارند ، و از اين دست اشخاص و الا در تاريخ شيعه ، مخصوصاً در ميان علما و دانشمندان بزرگ الهى بسيار مىتوان سراغ گرفت كه ما به مصداق مشت نمونه خروار ، به افرادى از آن اشاره كرديم .
در مورد شيخالرئيس ، ابوعلىسينا ، آن دانشمند شهير و پرآوازهء مسلمان ايرانى كه از افتخارات اسلام ، شيعه و ايران ، و از نوابغ عصر خود است ، نقل مىكنند كه گفته است ، من در معاد جسمانى مشكل دارم و حل آن براى من ساده و آسان نيست ، ولى چون صادق مصدق يعنى قرآن ، پيامبر و عترت او ، معاد را جسمانى مىدانند ، من نيز بر آن باور دارم و آن را مىپذيرم و بدينصورت ، كسى كه در عالم علم و دانش داراى نظر است و چهرهاى بس درخشان دارد ، اين گونه مقام تسليم خود را به نمايش مىگذارد و آن را براى خود بالاترين ارزش و اعتبار مىداند .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٣