تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
با فرزندش اسماعيل در ميان مىگذارد و او را نيز همچون خويشتن ، صابر و تسليم مىبيند و وقتى بعد از مقدمات ، كارد را بر گلوى اسماعيل مىفشارد ، ندا مىرسد اى ابراهيم ؛ قَد صَدَّقْتَ الرُّؤيا « 1 » « رؤياى خود را حقيقت بخشيدى » . تو در وادى تسليم ، امتحان ما را نيكو جوابى دادى و براستى كه تسليم خدا شدى ، اينك اين گوسفند را به علامت قبولى كار از ما بپذير و به جاى فرزند خود ذبح‌نما و اين شد يادگارى جاودانه و سمبل تسليم در تاريخ بشر تا راهنما و يادآور همه انسان‌ها در همه دوران‌ها بر عظمت مقام تسليم ابراهيم ( ع ) و فراخوان آنها به اين والاترين ارتباط خلق و خالق باشد .

الگوهاى تسليم و رضا

از انبياء و اولياء الهى ، اين پيشگامان مقام تسليم كه بگذريم ، بعضاً به افرادى بر مىخوريم كه آنها نيز اين رنگ الهى را از اولياء و امامان خويش به خود گرفته‌اند و در مقابل كلام آنان مطيع محض و تسليم بدون چون و چرا هستند و به همين سبب ، داراى بالاترين درجه تمسك به اهل‌بيت عصمت و طهارت و خاندان پيامبر ( ع ) گرديده‌اند . نمونه مشهور و معروف آن ، واقعه‌اى است كه ميان امام صادق ( ع ) و آن مرد خراسانى اتفاق افتد قضيه از اين قرار بود كه شيعه‌اى از اهل خراسان كه شيعه‌گرىاش مثل غالب بلكه تمامى ما به زبان و شناسنامه بود با مسئوليتى كه به حساب ، براى خودش احساس مىكرد ، به محضر حضرت رسيد و از عدم قيام امام ( ع ) گلايه و شكايت كرد كه با توجه به اينكه شما اينهمه نيرو در خراسان و ساير بلاد
هامش
( 1 ) - سوره صافات / آيه 105 .