تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و واجبات آنها را به جا مىآورد نه تناه در بهشت جاى دارد ، بلكه مكان و جايگاه او در اعلاترين مرتبه بهشت و در نزد پيامبران و ائمه طاهرين و بندگان شايسته خداست و براستى كه اينان چه رفيق‌هاى خوبى هستند . تصور همنشينى با اباعبدالله ، همكلامى با مولاى متقيان و در خدمت پيامبر و ساير معصومين ( ع ) بودن والاترين لذتى است كه ارزش آن حتى در خاطره‌ها و اذهان هم نمىگنجد و خطور نمىكند . لذتى كه به بركت تبعيت بىچون و چراى پيشوايان آسمانى اين مكتب بدست مىآيد و نصيب شخص تابع آن مىشود . براى بهتر روشن شدن چهرهءفردى كه تابع اهلبيت ( ع ) است با دقت به اين روايت توجه فرماييد : مرحوم كلينى اعلىالله مقامه در كتاب شريف كافى از محمدبن‌حكيم كه يكى از راويان امام باقر ( ع ) است چنين نقل مىكند : با جمعى از اصحاب در خدمت امام باقر ( ع ) نشسته بوديم كه پيرمرد قد خمديه‌اى عصازنان بر حضرت وارد شد و بعد از عرض سلام به محضر امام و حضار مجلس ، از ايشان خواست كه در كنارشان بنشيند . حضرت با خوشرويى براى او جايى باز كردند و او را در پهلوى خويش مكان دادند ، سپس بر طبق رسم حسنه و سنت سازنده‌اى كه در آن زمان مرسوم بوده خواست كه دينش را بر امام عرضه بدارد . بعد از اعلام حضرت ، او كلام خود را اين چنين آغاز كرد : يابن‌رسول‌الله ، دين من اينستكه خدا را به وحدانيت قبول دارم . جد بزرگوار شما را به پيامبرى پذيرفته‌ام و شما اهلبيت را ، امامان بر حق بعد از او مىدانم . من حلال شما را حلال و حرام شما را حرام مىشمرم و به آن عمل مىكنم بدينصورت كه اگر امرتان واجب باشد آن را بجاى مىآورم و اگر حرام باشد . از آن پرهيز مىنمايم . من دوستان شما