تكبر ، غرور و رذايل اخلاقى ديگر هم تحقيق گردد و نسبت به آنها حساسيت نشان داده شود .
و يا مثلًا پدر دختر بگويد : داماد شغل خوبى دارد ، امكانات مالىاش در حد بالاست ، ولى جاهطلب است و من دخترم را به جاهطلب نمىدهم ، يعنى اصولًا آنچه به فكر نمىآيد ، اين امور است . البته اينها همه در اثر جهل و نادانى به مسائل اخلاقى و عدم اطلاع از اين بخش از علومى است كه پيامبر بزرگوار اسلام ، آن را بر همگان واجب كرده است . جهل است كه ساليانه بر آمار طلاق و افزايش ميزان آن اثر مستقيم دارد . جهل است كه درصد جرم و جنايت را حتى در جوامع اسلامى بالا مىبرد ، جهل است كه انسانها را در اشتباهاتشان جرىتر مىكند و خلاصه جهل است كه نمودار صعود رذايل و سقوط فضايل و ارزشهاست .
تقوى و معصيت ، معلمان فضايل و رذايل
گفتيم كه به جهت ظرافت و حساسيت تهذيب نفس ، علاوه بر شناخت و دانش صفات اخلاقى ، نياز به معلم و استاد و راهنما ، از اوليات و بديهيات در اين مسير است . به همين خاطر قرآنمجيد ، براى انسانها دو راهنماى خودكار باطنى در اخلاق معرفى مىنمايد ، يكى معلم اخلاق در فضيلت و ديگرى معلم اخلاق در رذالت ، به نحوى كه اگر كسى معلم اول را برگزيد ، طبعاً او را به مدينهء فاضلهء مكارم و فضايل انسانى مىكشاند و اگر تابع معلم دوم شد ، سر از خرابههاى رذايل و بدبختىها بدر خواهد آورد .
اما آنكه انسان را به سمت و سوى فضيلتها مىبرد و لحظهبه لحظه افقهاى روشنى را در برابر او مىگشايد و روح الهى انسان را به پرواز وامىدارد و زيبنده است آنكه نام انسان بر خود دارد ، او را به معلمى بپذيرد ، تقوى و خودنگهدارى است كه در پى ايمان به خداوند و ايجاد رابطه با او ، پاى به عرصه وجود مىگذارد و حاملش را تا سرچشمههاى نور