به شمار مىرود ، بطوريكه با تكرار مداوم گناه ، انسان بىاختيار بسوى صفات رذيله كشيده مىشود و يا به عبارت ديگر به آن سمت رانده مىگردد ، مخصوصاً گناهانى كه به صورتى ، به حقوق ديگران مربوط مىشود ، مثل خوردن مال مردم ، ريختن آبروى مردم ، كمفروشى ، گرانفروشى ، ربا و از اين قبيل امور .
فساد اخلاقى كه اينك عنوان تهاجم فرهنگى را در ميان مردم ما به خود گرفته ، نيز مصداق بارزى از معلم اخلاق در پستى و رذالت شمرده مىشود ، و به نظر مىرسد كه اگر جوانان غيور و دلير و متدين ما كه در جبهههاى حق عليه باطل حماسهها آفريدند و دشمن را محروم و نااميد ساختند ، با بيدارى و هوشيارى با آن برخورد نكنند و خداى ناكرده تن به خواستههاى اين معلم صفات رذيله بدهند ، يعنى دختران و زنان ما با مسئله حجاب برخورد منطقى و صحيح نكنند و با بدحجابى مايه انحراف نگاهها از سازندگى جامعه به خويش شوند ، و مردان و پسران جوان و نوجوان ما ، نگاههاى خود را كنترل نكنند و به دنبال هوس دل و ديدنىها و شنيدنىهاى شهوتانگيز باشند ، شكست حتمى است و آن وابستگى و خفت و ذلتى كه از آن مىگريختيم ، به آن مبتلا شده و آنچه از ارزشها و استقلال و عزتى كه بدست آوردهايم ، همه بر باد فنا خواهد رفت .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٠