كَذَّبَت ثضمُودُ بِطَغويها « 1 » « قوم ثمود به سبب طغيان خود به تكذيب پرداختند » .
يعنى وجود طغيانگرى ، منيت ، جاهطلبى ، لجاجت و عناد و در يك كلمه ، صفات رذيله در جامعهاى ، تا اين اندازه مىتواند خطرناك و وحشتآفرين باشد . لجاجت و عناد از صفات بارز رذيله به شمار مىرود كه ورودش در هر قلب و جانى ، آرامش را از صاحبان آن سلب مىكند و تا خط قرمز بين انسانيت و حيوانيت تنزل مىدهد . ديگر رذايل نيز از همين قماشاند و به اصطلاح ، سر و ته يك كرباسند .
مگر حسادت در پستى ، چيزى كمتر از ديگر صفات رذيله دارد ؟ در اين رابطه مرحوم نراقى صاحب معراجالسعادهء قضيهاى را نقل مىكند كه نمايانگر اوج سقوط يك انسان به واسطه فرورفتن در اخلاق رذيله و گريز از تزكيه و تهذيب نفس است .
ايشان مىنويسد : شخص حسودى بود كه به سبب حسادت ، نمىتوانست همسايهاش را كه شغل و درآمد خوبى داشت تحمل كند و در اين ميان كارى هم از دستش ساخته نبود . سرانجام با فكر زياد ، به نظر خدش راهحل خوبى پيدا كرد ، بدينصورت كه غلامى خريد و بسيار به او خدمت كرد . بعد از مدتى او را خواست و خدماتى را كه براى او انجام داده بود برايش بر شمرد و ثابت كرد كه بر او حق بسيار دارد ، سپس گفت : من درعوض اين خدمت هايى كه به تو نمودهام ، خواهشى از تو دارم . غلام كه از اين كلام و آن همه محبت كاملًا تعجبزده شده بود ، با كمال ميل و رغبت اعلام آمدگى كرد و گفت : من بندهء شما هستم ، هر چه دستور بدهيد فوراً انجام خواهم داد .
شخص حسود گفت : مرا به پشتبام منزل همساهى ببر و سرمرا از تن جدا كن . غلام كه ابداً انتظار شنيدن چنين خواستهاى را از مولاى خود نداشت ، يكه اى خود و با شگفتى پرسيد : آخر براى چه ؟ گفت : من به اين وسيله مىخواهم براى همسايه دردسر و مشكل
هامش
( 1 ) - سوره شمس / آيه 11 .