مسجد هجوم آوردند . رهبر مسلمانان روى پله اول منبر ايستادند ، يعنى اينكه كار بسيار مهمى دارم ، بعد با صداى بلند در حالى كه به ماجراى پيش آمده اشاره مىكردند فرمودند :
اى مسلمانان ! من كه پيامبر و پيشواى شما هستم در ميان مردم زندگى مىكنم ، با مردم تماس دارم ، هنگام گرسنگى غذا مىخورم ، از غذاى لذيذ روى گردان نيستم ، با زن ، تماس و ارتباط دارم ، اين است روش و سنت من ، پس هر كس از آن روى بتابد ، از من نيست و در زمره ى مسلمانان نخواهد بود « 1 » .
نظير اين روايت ، چندين مرتبه تكرار شده است و شايد بيشتر از اينها باشد كه اين مقدارش به دست ما رسيده است . بنابراين در يك كلمه بايد گفت كه رسيدگى و مواظبت از جسم ، اين وسيله و مركب تعالى و تكامل انسان ، امرى است بسيار لازم و ضرورى ، ليكن در حدى پسنديده و معقول و جداى از افراط و تفريط . خواب ، خوراك ، تفريحات سالم و امورى از اين قبيل ، در حد متعادل ، نه جايز بلكه واجب است ، زيرا چنان كه قبلًا هم گفتيم ، استفاده و طى طريق با ماشين خراب و معيوب ممكن نيست و حاملش را از مقصد باز مىدارد .
نشاط و شادمانى جسم
مسئله ديگرى كه در رابطه با جسم ، بر عهده ى همگان و به ويژه نسل جوان مىباشد ، نشاط جسم است . اين جمله عوامانه را همه به خاطر داشته باشيم كه از دست شكسته كار مىآيد ، اما از دل شكسته ، دل پر غصه و دل بىنشاط ، هيچ . اين ، جمله ى رسا و خوبى است ، زيرا اگر غم و غصه ، اضطراب خاطر ، دلهره و نگرانى ، براى جوانى پيش آمد و احساسات او را جريحهدار كرد و باعث ضعف اعصاب او شد ، طبيعى است كه ديگر چنين جوانى نمىتواند فرد موثرى براى جامعهاش ، براى وطنش ، براى انقلاب و دينش باشد و بسان يك عضو زائد جامعه ، راكد و بىفايده خواهد ماند .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار / ج 70 ، ص 116 ، ح 4 .