تربيت خانوادگى
تا اينجا آنچه از عوامل و نيروهاى كنترلكننده جوان را بر شمرديم ، عواملى بودند كه يك جوان ، خود بايد مستقيماً به كسب و تقويت آنها بپردازد ، از خويش مايه بگذارد و موفقيت آنها را در خود جستجو كند . يعنى به نحو احسن از عقلش بهره ببرد ، وجدان اخلاقى را در خود زنده و فعال نگهدارد ، آداب و رسوم اجتماعى را به حد كمال مراعات نمايد ، به قوانين و مقرراتى كه براى سعادت او وضع شده به ديده ى احترام بنگرد و در اجراى آنها فوقالعاده كوشا باشد و . . .
اما ، عواملى هم هستند كه توفيق يك جوان در آنها ، تنها بسته به وجود خود او نيست ، بلكه دخالت ديگران نيز در موفق بودن او نقش كليدى و سازندهاى دارد يكى از آنها مسئله تربيت است . وقتى بحث از تربيت خانوادگى دختر يا پسر جوانى مىشود ، بىاختيار توجه انسان به پدر و مادر و ميزان نقش آنها در تربيت فرزندان معطوف مىشود . بنابراين ، قبل از هر چيز اين پدر و مادرند كه در موفقيت يا عدم توفيق و كارآيى اين نيروى بازدارنده در جوانشان ، ايفاى نقش مىكنند و سرنوشت فرزندشان را در همه ادوار زندگى ، خصوصاً در دوره ى پرمخاطره جوانى رقم مىزنند . لذا بسيار مناسب است كه در اينجا به اين وظيفه حساس والدين ، اشارهاى هر چند گذرا داشته باشيم .