تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
غم و غصه و نگرانيهاى يك جوان بسيار سرنوشت‌ساز است . اگر انسان باور كند كه خداوند ، عالم و داناست ، از اعماق وجودش قبول داشته باشد كه پروردگار قادر است ، با قلبش ايمان بياورد كه حقتعالى ، كريم ، جواد ، عادل و حكيم است و به واقع در دلش رسوخ كرده باشد كه ما در محضر اوييم و او كسى است كه از هر پدر مهربانى به ما مهربانتر است ، هيچگاه كار بيهوده نمىكند ، احوال ما را مىداند و اگر بخواهد ، هر چه اراده كند مىتواند آن را بدهد . اگر چنين ايمانى به خدا براى انسان حاصل شد ، ديگر به يقين ، وضع موجود را با رضايت تمام و اطمينان كامل مىپذيرد و هرگز به اينكه چرا فلان چيز را ندارم و به كجا نرسيدم و صدها چراى ديگر ، نه تنها نمىانديشد ، بلكه حتى آن را به صلاح و مصلحت خود نمىداند و اين همان مقام تسليم و رضاست كه از نعمتهاى بزرگ خداى متعال به شمار مى رود و به دنبال ايمان قلبى براى انسان ميسور مىشود كه در اين رابطه قبلًا سخن گفته‌ايم بنابراين تسليم و رضا در برابر آنچه خداوند صلاح مىداند و اينكه اگر مشكلى پيش آمده و كلاف امورش سر درگم شده و او قادر به حل و بازكردن آن نيست با تحمل و بردبارى مصلحت خود را در همان بداند ، يقيناً هر انسانى را مخصوصاً دختر و پسر جوان را از ناراحتى و اضطراب دور مىكند و به آرامش و شادابى مىرساند . در دعاى ابوحمزه ثمالى كه به فرموده ى مرحوم كلينى رضوان‌الله تعالى عليه در كتاب شريف كافى ، از ودائع انبياست و از هر پيامبرى به پيامبر ديگر تا به ائمه طاهرين ما ( ع ) به وديعه رسيده است مىخوانيم : اللّهُمَ انّي اسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلبي وَ يَقيناً حتي اعْلَمَ انَّهُ لَنْ يُصيبَني الّا ما كَتَبْتَ لي وَرَضِّني مِنَ الْعَيشِ بِما قَسَمْتَ لي يا ارحَمَ الرّاحمين « 1 » « خدايا : از تو درخواست مىكنم ايمانى ثابت كه هميشه در قلبم برقرار باشد و يقينى كامل تا بدانم كه به من جز آنچه قلم تقدير تو نگاشته ، نخواهد رسيد و در زندگى به
هامش
( 1 ) - مفاتيح‌الجنان / دعاى ابوحمزه ثمالى