تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
منظور از « قاطعيت » ، تشخيص وظيفه ، تشخيص راه رسيدن به هدف ، جديت در گفتار و ايمان به پروردگار عالم است . اگر كسى اين چهار صفت را دارا باشد قاطعيت دارد . بنابراين ، اگر كسى بخواهد كارى انجام دهد و به هدف برسد ، ابتدا بايد هدف را در نظر بگيرد و آن را به خوبى تشخيص بدهد ، سپس راه آن را بيابد و بداند كه از چه راهى بايد رفت . در مرتبه سوم بايد در گفتار خود جدى باشد ؛ يعنى گفتار و كردارش با هم بخواند و تنها شعار نباشد . در مرحله چهارم - و بلكه بايد گفت قبل از همه اين‌ها - اميد به خدا داشته باشد و او را پناه و پشتيبانى خود بداند . شما اگر اخلاق پيامبران و زندگى و مبارزات آنان را مطالعه كنيد ، در مىيابيد كه موانع زيادى داشته‌اند ، اما از ميدان در نرفتندو سرانجام به هدفشان رسيدند ؛ مثلًا حضرت موسى ( ع ) زمانى كه به رسالت مبعوث شد ، هيچ ابزار مادى نه لشكرى ، نه سلاحى ، نه پولى و نه امكانات مادى ديگرى در اختيار نداشت ؛ خودش بود وعصايى كه هنوز اژدها نشده بود . از جانب خدا خطاب مىشود : اى موسى ! برو در مقابل فرعون و ماموريت خود را به انجام رسان ، كه فرعون ، طغيان كرده است . موسى با سلاح قاطعيت ، به راه مىافتد . او هدف را تشخيص داده و براى از بين بردن ظلم و نشر توحيد ، راه را نيز يافته است كه بايد به مقابله با ظلم و ستم برخيزد ، استقامت كند تا سرانجام سردمدار ظلم و را شكست دهد . او اين قاطعيت را از اتكاى به خدا به دست آورده است و دريافته است كه چون هدفش و راهش حق است ، خداوند نصرت و ياريش خواهد كرد . چنين انسانى هيچ‌گاه خسته نمىشود . لذا مقابل كاخ فرعون آمد و راهش ندادند ، يك سال آنجا ايستاد ! تا سرانجام به دست خود دشمن ، موفق شد كه نزد