كاسب گفت : دادم به فلانى در مقابل فلان قدر پول .
حاكم در حالى كه همچنان عصبانى بود گفت : چگونه جرات ميفكنى كه بر سر كوچهها بنشينى و پشت سر من حرف بزنى و برايم عيب درست كنى ؟ !
رنگ چهره كاسب تغيير كرد و گفت : جناب حاكم ! تو مرا به مقام رساندى ، به من محبتهاى فراوان كردى ، چگونه مىشود كه از من چنين خطايى سر بزند ؟ !
حاكم پرسيد : پس چرا روز گذشته وقتى آمدى در فاصله دور ايتسادى و دستت را جلوى دهانت گرفتى ؟ !
كاسب ماجراى ميهمانى و سيرخوردنش را براى حاكم تعريف كرد . در همين حال بود كه پوست پر از كاه آن حسود و نمام را آوردند !
شهيد ( ره ) از اين داستان چنين نتيجه مىگيرد : اگر كسى به تو بدى كرد تو خوبى كن كه آدم بد ، سرانجام به سزاى اعمالش خواهد رسيد . « 1 » آرى ، جا دارد كه اين آيه را هر روز بخوانيم و با خود زمزمه كنيم كه
« رب اشرح لي صدري ويسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي »
« 2 »
6 - قاطعيت
انسان وقتى شرح زندگى افرادى كه در دنيا پيروز و موفق بودهاند را مىشنود و يا درباره آنان مطالعه مىكند به اين نتيجه مىرسد كه پيروزى و موفقيت اين گروه ، مرهون قاطعيت آنان است .
هامش
( 1 ) - شهيد ثانى ، منيه المريد ، ص 59 .
( 2 ) - طه ( 20 ) آيههاى 24 - 28 .