ايثار ، فداكارى و شرف و آزادگى مىداند .
اميرالمومنين ( ع ) آن همه زحمتها را تحمل كرد ، آن همه صدمهها را به جان خريد ، اما سرانجام نيز به هدفش رسيد اگر او عمرو وعاص و معاويه را كشته بود معلوم نبود كه به هدف خود برسد .
جرج جرداق نصرانى در كتاب الامام على صوت العداله الانسانيه مىنويسد :
« على آن كسى است كه به همه پناه مىدهد . على آن كسى است كه دشمن درحال مرگش در پيش چشمان آن بزرگ مرد ، عريان شد ، ولى امام حيا كرد و چشم از او برداشت و از كشتنش منصرف شد . « 1 » ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهجالبلاغهاش مىگويد :
« على آن كسى است كه حاضر نشد يك دروغ بگويد و به ازاى آن دروغش خلافت ثلث جهان را به دست آورد . وقتى كه در آن شوراى كذايى ، پيرمرد آن شورا ، يعنى عبدالرحمن بن عوف دستش را به اميرالمومنين داد و گفت : يا على با تو بيعت مىكنم به شرط اين كه به كتاب خدا و سنت رسول الله و به روش شيخين عمل كنى ، اميرالمومنين دستش را كشيدو گفت : نه ، من بيعت
ميفكنم به شرط اينكه به كتاب خدا و به سنت رسولالله و به اجتهاد خودم عمل كنم . عبدالرحمن پيشنهادش را تا سه مرتبه تكرار اما جواب منفى شنيد .
ابن ابى الحديد مىگويد : على ( ع ) مىتوانست به اين پيشنهاد عبدالرحمن جواب مثبت دهد و خلافت جهان اسلام را به دست بگيرد و بعد به روش شيخين عمل نكند ؛ همان كارى كه عثمان كرد . به گفته ابن ابى الحديد على نمىتوانست چنين كارى كند چرا كه او حقيقت محض است
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 313 .