تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
فرعون برود و در همان برخورد اول ، فرعون را در معرض شكست قرار داد ؛ تا بالاخره حضرت موسى توانست بساط مستبد آن چنانى را برچيده و به هدف مقدس و الهى خودنائل شود . موانعى كه بر سر راه موسى قرار داشت تنها ديكتاتور زمانش يعنى فرعون نبود ، بلكه خود بنىاسرائيل نيز مانع بزرگى بودند ؛ بنىاسرائيل كه خونشان در رگ‌هاى صهيونيست‌هاى روزگار ما نيز جريان يافته است ، و امروز سرسخت‌ترين دشمنان اسلام همين‌ها هستند . نبىاسرائيل انسان‌هاى بهانه‌جويى بودند ، در بيابان ، مائده آسمانى برايشان نازل مىگشت و مرغ و پلو در اختيارشان قرار داده مىشد باز قانع نمىشدند و اطراف حضرت موسى ( ع ) را گرفته و مىگفتند : ما سير و پياز مىخواهيم ، ما سبزى و . . . مىخواهيم ، انان به قدرى سست عنصر بودند كه وقتى چهل روز از پيامبرشان دور ماندند ، گوساله پرست شدند و اعتقاد خود را از دست دادند . لشكر حضرت موسى چنين انسان‌هايى بودند ! آيا مىتوان گفت كه اين‌ها موسى را در مقابل فرعون به پيروزى رساندند ؟ مسلماً چنين نيست . بلكه تنها عاملى كه موسى را بر دشمن برترى داد و پيروز نمود و تمام گردنه‌ها را پشت سر گذاشت و تمام موانع و سدها را شكست همانا توكلش به خدا بود و قاطعيت و ايستادگىاش در راه هدف . حضرت ابراهيم يك نفر بود اما از آنجا كه قاطعيت داشت كارى كرد كه در تاريخ بىسابقه يا كم سابقه است ؛ يعنى با يك تبر تمام بت‌ها را شكست . شما خيال نكنيد كه بت‌شكستن كار كوچكى است ؛ خدا كشتن است ! آرى ، او به تنهايى تبر به دست گرفت و خدايان دروغين را كشت ؛ چرا