تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
خاطر آن بود كه دوست داشتم سلام شما را مكرر بشنوم . پيغمبر فرمود : آمده‌ام اين دختر بچه را شفاعت كنم . زن جواب داد : اى رسول خدا ! اين كنيز را به خاطر شم در راه خدا آزاد كردم . پيامبر بسيار خوشحال شد و فرمود : عجب پول با بركتى بود ! برهنه‌اى را پوشاند ، گرسنه‌اى را سير كرد و كنيزى را آزاد نمود . آرى ، پيامبر از اين كه دل دختر بچه‌اى را به دست آورده وگرسنه‌اى را سير كرده است ، خوشحال مىشود . براى موسس حوزه علميه قم حروم شيخ عبدالكريم حائرى ( ره ) خانه‌اى خريد ، طولى نكشيد كه ايشان خانه را فروخت و صرف حوزه كرد . خانه ديگرى خريد ، آن را نيز فروخته و صرف حوزه كرد . دفعه سوم ديگر خانه را به نام ايشان نخريدند بلكه به نام فرزندان ايشان خريدند كه نتواند بفروشد .

تاثر پيامبر ( ص ) از ناراحتى اسير غير مسلمان

در جنگ بدر اسيران را گرفتند و شب را زير زنجير گذراندند ، پيغمبر فرمود : ديشب خوابم نبرد از اين كه ناله عباس را مىشنيدم ! نكته را دقيق در ذهنتان مجسم كنيد تا به عظمت مطلب پى ببريد كه پيامبر ( ص ) با دوازده هزار نيروى مجهز آمده و مكه را تسخير كرده ، مكه‌اى كه مردم آن 74 جنگ بر پيغمبر تحميل كردند ، مكه‌اى كه هند جگر خوار با شوهرش ابوسفيان در مقابل پيامبر ايستاده ، در چنين موقعيتى است كه براى آن حضرت خبر آوردند كه : يا رسول الله ! رزمنده‌اى تند واحساساتى پرچم بر دست گرفته و در كوچه‌ها شعار سر مىدهد : اليوم يوم الملحمه ؛ امروز روز انتقام است .