تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
خدايا ، قوم مرا هدايت كن و آنان را عذاب نكن ، چون نمىهمند . اين شعار پيامبر است كه بايد هميشه در خاطره‌ها بماند ؛ انبياى الهى و ائمه طاهرين ( ع ) نيز چنين بودند .

سعه صدر حضرت يوسف ( ع )

قرآن مىفرمايد : وقتى كه برادران حضرت يوسف او را شناختند ، از آن جهت كه جنايتشان خيلى بزرگ بود خجالت مىكشيدند و حضرت يوسف فرمود :
« لا تثريب عليكم اليوم » ؛
« 1 » امروز بر شما سرزنشى نيست . تاريخ مىنويسد : ماموران دربار به خاطر احترام به برادران يوسف سفره مىانداختند و حضرت يوسف مىآمد و سر سفره مىنشست ، برادرانش جنايتى را كه در حق او كرده بودند به ياد مىآوردند و خجالت مىكشيدند و نمىتوانستند غذا بخورند ، لذا حضرت يوسف روزى قبل از صرف غذا نطقى ايراد كرد و فرمود : برادران من ! چرا خجالت مىكشيد ؟ اين را بدانيد كه شما مرا به اين سمت ومنصب رسانديد ، شما مرا در چاه انداختيد و . . . تا اينكه سرانجام و سرنوشت من به اين جا منتهى شد و . . . قرآن هم مىفرمايد : يوسف ( ع ) خطاب به برادرانش گفت : برويد پدرم را بياوريد ، پدر را آوردند ، يوسف به جلال و عظمت رسيده است ، به اندازه‌اى كه پدر و برادرانش به او احترام فراوانى كردند ، يوسف ( ع ) اولين حرفى كه زد ، خطاب به پدرش گفت : پدرجان ! مبادا از دست بردارانم
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيه 92 .