آن مال داشته باشد ، اينها همه از الطاف جليّه خداست و قرآن هم امر مىكند كه از خدا بخواهيم . در قنوت بخواهيم كه : « ربَّنا اتِنا فِى الدُّنيا حَسَنَهً وَ فِى الآخِرَهِ حَسَنَهً » ؛ در نماز شبمان بخوانيم « رَبَّنا هَب لَنا مِن ازواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرَّهَ اعيُنٍ » ؛ لذا داعى اگر اين دنيا باشد ، خوب است . امّا مرتبه اول است ، منزل اول است .
منزل دوم و سوم : خوف و رجاء
يك مقدار بالاتر ، منزل دوم و سوم ، منزل خوف و رجاء است . انسان بخاطر اينكه مورد غضب خدا واقع نشود ، انسان براى اينكه در جهنمى كه تجلّى قهر خداست ، نباشد و رابطه با خدا داشته باشد ، ازگناه اجتناب بكند . قرآن اين را م مى خواهد . لذا مى بينيد كه صفحه اى در قرآن نيست مگر اين كه در آن تخويف شده است . مگر اينكه اين خوف را در دلها زنده مىكند .
انسان عبادت كند براى اينكه در دنيا و آخرت مورد لطف خدا باشد و خدا از او راضى باشد . به قول قرآن : « وَ لِمِثلِ هذا فَليَعمَلِ العامِلُونَ » « 1 » ؛ نماز شب مى خواند براى اينكه وارد بهشت برود و در آنجا مورد لطف خدا باشد و به او خطاب « سَلامٌ قَولًا مِن رَبٍّ رَحيمٍ » « 2 » بشود . خدا به او سلام بكند . خدا براى او نامه بنويسد « مِنَ الحَىِّ الَّذى لا يَموتُ الَى الحَىِّ الَّذى لا يَمُوتُ » . اين مرتبه ى دوم و سوم هم خوب است . پيمودن اين سه راه خيلى مشكل نيست ؛ براى اين كه عموم مردم ، انگيزه ى عبادات ، روابط و توسلهايشان يا قسم اوّل است يا دوم يا سوم يا هر سه . كسى كه بخواهد به جايى برسد و اهل دل او را قبول داشته باشند ، بايد لااقل در مرتبه ى چهارم انگيزه باشد . روش خواص ، روش اهل دل ، روش پيامبر ها براى خواص ، غير از اينهاست .
هامش
( 1 ) - آرى ، براى مثل اين ، بايد عمل كنندگان عمل كنند . ( صافات / 61 )
( 2 ) - براى آنها سلام است ؛ اين سخنى است از سوى پروردگار مهربان . ( يس / 58 )