تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
شدند ، فطرت فقط مى گويد ، خدا : « فَاذا رَكِبُوا فى الفُلكِ دَعَوُا اللهَ مُخلِصينَ لَهُ الدّين » . اين « مُخلِصينَ لَهُ الدّين » در اينجا ، يعنى توحيد ذاتى . يعنى فقط مى گويد : خدا . اين فطرت است . هر كس : مسلمان ، غير مسلمان ، باسواد ، بى سواد ، زن ، مرد ، پير و جوان اگر در بن بست واقع شوند ، ناگهان فطرت بيدار مىشود . خدا ، خدا شروع مىشود و تا به حال پيش نيامده كه فطرتى در اين حال متوسل به دو خدا شود . به خاطر اينكه فطرت مى گويد اگر خدا واجب الوجود است ، غير محدود است . اگر خداى ديگرى با او باشد ، هر دو از واجب الوجودى مى افتند . هر دو محدود ، ممكن و غير خدا مى شوند . لذا به دست آوردن توحيد ذاتى خيلى كار آسانى است . به دست آوردن توحيد صفاتى هم آسان است . حالا چرا سنّى نمى گويد ، نمى دانم . اما معلوم است كه صفات بارى تعالى نظير علم ما نيست . نظير قدرت ما نيست ؛ زيرا ، اگر نظير قدرت و علم ما بود ، همانطور كه به علممان و به قدرتمان احتياج داريم ، او هم به علم و قدرتش احتياج پيدا مى كرد و واجب الوجود ، ممكن مى شد و از خدايى مى افتاد . لذا صفات بارى تعالى عين ذات اوست . الله يعنى عالِم ، عالم يعنى قادر ، قادر يعنى رؤوف ، يعنى رحمان ، يعنى رحيم ؛ همه يعنى الله . ذات مستجمع جميع صفات كماليه كه تمام صفات ، عين ذات اوست ؛ به دست آوردن اين هم آسان است . آن كه مشكل است ، آن كه در حدّ محال است و تا كار نكنيم ، به به آن نمى رسيم ، دو قسم بعدى توحيد است كه « ايّاكَ نَعبُدُ وَ ايّاكَ نَستَعينُ » ، توحيد در عبادت و توحيد در افعال . قرآن مى گويد افرادى كه اين توحيد را دارا باشند انگشت شمارند : « وَ ما يُؤمِنُ اكثَرُهُم بِاللهِ الّا وَ هُم مُشرِكُونَ » « 1 » ؛ غالب افرادى كه مؤمنند ، مشركند ؛ يعنى توحيد افعالى عبادى ايشان لنگ است . آن كسى كه بتى نظيرنفس امّاره صفات رذيله ، شيطان انسى و جنى در گردنش باشد ، اين نمى تواند بگويد من توحيد عبادى دارم : « افَرَأيتَ مَنِ اتَّخَذَ
هامش
( 1 ) - و بيشتر آنان كه مدعى ايمان به خدا هستند ، مشركند ! ( يوسف / 106 )