اخلاص در توصليات
در توصليات « 1 » گر چه اين جور نيست ، اما اگر عملى حُسن فاعلى نداشته باشد ، اگر عملى رنگ خلوص نداشته باشد ، اصلًا ارزش ندارد ؛ گر چه از نظر ظاهر ، خيلى باشد ، ارزش ندارد . لذا مىشود گفتكه همه عبادات ، همه خوبيها ، همه افعال ما ، همه اقوال و حتى افكار ما وابسته به اين كلمه مقدس است و به دست آوردن آن هم كارى است بسيار مشكل . جمله اى در ميان اهل دل معروف است و نمى دانم كه روايت باشد يا نه ، فى الجمله در مصباح الشريعه آمده است ، اما از متن اين جمله فهميده مىشود كه گرفته شده از ائمه طاهرين ( ع ) است . مى فرمايد
: « النّاسُ كُلُّهُم
هالِكُونَ الّا العالمونَ وَ العالمونَ كُلُّهُم هالِكُونَ الّا العاملونَ وَ العاملونَ كُلُّهُم هالِكُونَ الّا المخلِصونَ والمُخلِصونَ فى خَطَرٍ عَظيمٍ » . « 2 »
وعده خداوند درباره مخلَص
اگر انسان به مقام خلوص برسد ، مراتبش را طى كند و به مقام مخلَص برسد ، ديگر در خطر
هامش
( 1 ) - واجب دو قسم است : توصّلى و تعبّدى . واجى توصّلى اين است كه خداوند از مكلف ، نفس عمل را مى خواهد و قصد قربت و امتثال در آن لازم نيست . گرچه ثواب مترتب بر آن است ؛ مانند دفن و كفن ميت . و لكن واجب تعبدى تحقق پيدا نمى كند مگر به قصد قربت و امتثال ؛ مانند نماز و روزه و . . .
( 2 ) - قال الصادقُ ( ع ) : هَلَكَ العاملونَ الّا العابِدوُنَ و هَلَكَ العابدونَ الا العاملونَ و هَلَكَ العاملونَ الّا الصادقونَ و هَلَكَ الصادقون الا المخلِصوُنَ و هَلَكَ المخلصُونَ الا المُتَّقُونَ و هَلَكَ المُتَّقونَ الّا موقنين لعلى خطر عظيمو ادنى حد الاخلاص بذل العبد طقته ثم لا يجعل لعلمه عند الله قدرا . ( محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 7 ، ص 245 ، روايت 18 . )