يكى از اولياى خدا نظير حضرت معصومه در قم هستند . اما اينها ماه به ماه هم حرم نمى روند . اين خذلان است . و مواظب باشيد كه خداى نكرده اين خذلان براى شما جلو نيايد . هر روز مشرف شدن حرم به درس ضرر نمى زند ، به كار ضرر نمى زند . نعمتى كه شما داريد ، خيلى ارزشمند است و بايد مواظبت كنيد كه اين نعمت را از دست ندهيد .
توسّل
و بالاخره پنجمين چيزى كه در اين راه بايد باشد تا انسان به مطلوب برسد ، توسل به اهل بيت ( عليهم السلام ) است . بدون توسل به اهل بيت ( عليهم السلام ) قطعاً كسى نمى تواند به جايى
برسد . ارائه طريق در اين راه فايده اى ندارد . آنچه قرآن شريف روى آن پا فشارى دارد ، هدايت عناييه استئ نه ارائه طريق .
در اوايل قرآن مى فرمايد : « الم ذلكَ الكتابُ لا رَيبَ فيهِ هُدىً لِلمُتَّقين » ؛ يعنى قرآن براى آدم با تقوا هدايت است . اين هدايت ، ارائه طريق نيست ؛ براى اينكه در همين سوره مى فرمايد : « انَّا هَدَيناهُ السَّبيلَ اما شاكِراً و اما كَفوراً » « 1 » در همين سوره بقره مى فرمايد : « هُدىً لِلنّاس وَ بَيِّناتٍ مِنَ الهُدى وَ الفُرقانِ » « 2 » معلوم مىشود كه دونحوه هدايت در قرآن است : ارائه طريق و ايصال الى المطلوب . آنكه مهم است و انسان را به جايى مى رساند ، هدايت دوم است . ما در نماز مى خوانيم : « اهدنا الصِراطَ المُستَقيمَ » ؛ ما كه همه در راه مستقيميم . ما همه مسلمانيم . ما همه شيعه هستيم . شيعه گرى در گوشت و پوست و استخوان ما رسوخ كرده است . اگر گوشت و پوست و استخوان ما را با عينك ولايت ببينند ، مى بينند كه در گوشت و پوست و استخوان ما ولايت رسوخ كرده . اين كه هست . پس معلوم مىشود كه چيز ديگرى مى خواهيم و آن ، اين است كه دست عنايت امام زمان ( عج ) روى سرمان باشد .
هامش
( 1 ) - ما راه را به او نشان داديم ، خواه شاكر باشد يا نا سپاس . ( انسان / 3 )
( 2 ) - قرآن نازل شد براى راهنمايى مردم و نشانه هاى هدايت و فرق ميان حق و باطل . ( بقره / 185 )