تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
نتوانستم . حتى رسيد به آنجا كه نماز شبم هم از بين رفت . مرحوم استاد آيةالله شهيد مطهرى رضوان الله تعالى عليه خيلى عاشق مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى بود . او هم ملاى عارف كاملى بود و به جاهايى رسيده بود . مرحوم آية الله شهيد مطهرى مى فرمودند : روزى در مدرسه حجتيه تعدادى به ديدن ايشان آمدند . ايشان پايين بودند و من طبقه بالا . جلسه طول كشيد ، مرحوم شهيد مطهرى مى فرمودند كه جلسه ، جلسه شعر شد . مرحوم حاج ميرزا على آقا يك اديب كاملى بودند . اشعار عربى گاهى از مغنى ، گاهى از مطول ، و . . . خلاصه مجلس اين طور گذشت . ايشان خوابيدند . از نماز شبشان افتادند . اول اذان صبح بلند شد و مرا بيدار كرد . گريه مى كرد ، مثل اينكه بچه اش مُرده باشد و مى گفت : ديشب كار خودش را كرد . آن اشعار ادبى مى ترسم « ما لا يُعنى » باشد . كار خودش را كرد . يكى از بزرگان حوزه به من مى گفت كه من همان روز رفتم ديدن ايشان . ديدم گريه مىكند . آقا چه شده است ؟ مرحوم شهيد مطهرى گفتند : ديشب نماز شبشان از بين رفته ، حالا ناراحتند . آن آقا مى گفت كه من براى اين كه قدرى مرحوم حاج ميرزا على آقا را تسلّا بدهم ، شوخى كردم و گفتم : آقا ما هيچ وقت نمى خوانيم ، شما هم يك شب نخوان . ايشان خيلى ناراحت شد . گفت : آخر مگر مىشود طلبه نماز شب نخواند . من از شانزده سالگى شروع كردم و تعطيلى نداشتم . امام عسكرى ( ع ) مى فرمايد بدون نماز شب نمى شود . بدون نماز اول وقت ، بدون ادب در نماز ، بدون تواضع در نماز نمى شود . حالا اگر نمى توانيد حضور قلب داشته باشيد و در نماز مؤدب باشيد ، اگر در آيه « قَد افلَحَ المؤمِنونَ الَّذينَ هُم فى صَلوتِهِم خاشِعونَ » « 1 » اين خشوع را به معناى حضور قلب معنى نمى كنيد ، لااقل اين طور معنى كنيد كه انسان بايد در نماز مؤدب باشد . به قول امام صادق ( ع ) اگر خدا را نمى بينى ، حداقل بدان كه خدا تو را مى بيند . « 2 »
هامش
( 1 ) - مومنان رستگار شدند ؛ آنها كه در نمازشان خشوع دارند . ( مومنون / 1 - 2 ) ( 2 ) - قالَ ابو عَبداللهِ ( ع ) : يا اسحاقُ خَفِ اللهَ كَانَّكَ تَراهُ وَ ان كُنتَ لا تَراهُ فَانَّهُ يَراكَ وَان كُنتَ تَرى انَّهُ لا يَراكَ فَقَد كَفَرتَ وَ ان كُنتَ تَعلَمُ انَهُ يَراكَ ثُمَّ بَرَزَت لَهُ بالمَعصيَةِ فَقَد جَعَلتَهُ مِن اهوَنِ الناظِرينَ عَلَيكَ . ( محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 70 ، ص 355 ، روايت دوم )