خداست ، به ديگران نيز بده و به طور دقيقتر آنجا كه مى فرمايد :
« وَ اتُوهُم مِن مالِ الله » يعنى از مال خدا ( نه از مال خودت ) هم خود مصرف كن و هم به ديگران بده .
دوم اينكه ، مولا مىداند عبد چه مى خواهد ، پس قضا و قدر الهى را درك كن و در مقابل آن تسليم محض باش . مى گويند : بنده اى مولاى خود را ناراحت ديد ، پس علت را پرسيد و مولا پاسخ داد : قرض زيادى دارم . بنده گفت : مرا به فروش و قرضهايت را بده . اما مولا گفت : قرضهاى من ده برابر قيمت توست . در اينجا بنده گفت : اگر بگويى امتياز اين بنده در اينست كه رسم عبوديت را مىداند ، مرا به ده برابر قيمت مى خرند . مولا با شنيدن اين مطلب راضى شده و بنده را به بازار برد . در بازار مشترى دانايى علت گران بودن قيمت بنده را پرسيد و وقتى فروشنده امتياز او يعنى دانستن رسم عبوديت را عنوان نمود ، بنده را خريد و به خانه آورد . سپس دستور داد تا او را به فلك بسته و كتك مفصلى به وى زدند . اما بنده لب به اعتراض نگشوده و حتى يك آخ هم نگفت . خريدار كه چنين ديد پرسيد : مگر دردت نيامد ؟ بنده پاسخ مثبت داد . خريدار پرسيد : پس چرا اظهار درد نكردى ؟ بنده گفت : آه و ناله كردن در مقابل مولا غلط است . من عبد تو و تو مولاى من هستى . اگر بزنى بجا زدى و اگر انعام كنى بجا انعام كردى .
به قول بابا طاهر .
يكى درد و يك درمان پسندد * يكى وصل و يك هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران * پسندم آنچه را جانان پسندد
فردى خدمت امام صادق عليه السلام آمده و گفت : يابن رسول الله