تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
شما كارهايى مانند اداره كردن حوزه ، ساختن مساجد و مدارس و بطور كلى امور عالم المنفعه در ايران و حتى خارج از ايران انجام داده ايد . شما علت مبقيه كارهاى مرحوم حاج شيخ هستيد . چرا مى گوييد كارى نكرده ام ؟ در اينجا آقاى بروجردى آهى كشيده و مى فرمايند : در روايت مى خوانيم كه خداوند فرموده « خلّص العمل ، فان الناقد بصير » « يعنى عمل را تا مى توانى خالص كن ، زيرا صراف بنياست . » آن هم به اندازه اى كه به اصطلاح مو را از ماست مى كشد . احياء العلوم غزالى روايتى از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل كرده و مرحوم فيض آن را در مهجةالبيضاء آورده است ( ظاهراً اين روايت را در بحث تكبر نقل مىكند ) مى فرمايد : بعضى اوقات عمل به اندازه اى درخشان است كه رقيب و عتيد آن را عالى مى دانند . پس عمل را به آسمان اول برده و صراف آن آسمان نيز عمل را عالى قلمداد مىكند . سپس عمل به آسمان دوم رفته و صرافى كه صراف تر از همه ملائك مى باشد درخشندگى آن را تأييد مىكند و اين سير تا آسمان هفتم ادامه مى يابد تا به محضر ربوبى مى رسد . ( چنانچه از اين روايت استفاده مىشود همه اعمال ما به محضر ربوبى مى رود ) اما در محضر ربوبى خطاب مىشود اين عمل را به سر صاحبش بزنيد . در اينجا مى بينيم كه هيچكدام از ملائك آسمانهاى اول تا هفتم تشخيص ندادند ، اما ناقد بصير است . پس خطاب مىشود اين عمل را به سر صاحبش بزنيد ، زيرا او تا آن ، اندازه اى كه شما ( ملائك هفت آسمان ) بفهميد خلوص داشته ، نه آن خلوصى كه من خواهانش بودم . لذا آقاى بروجردى با فرضى كه بقول بزرگان ، دين را هضم كرده بود ، آن سخن را در بستر مرگ بيان داشت . آرى مرحوم بروجردى كه مردى عالم ، عالم المنفعه ، با خلوص و حقيقتاً متدين بود ، دم مرگ مى ترسيد كه عملش خالص نبوده باشد و اين وحشت را عمده بزرگان دارند .