دراين روايت مى فرمايد :
« مَن اخلص لله اربعين صباحاً ، جرت ينابيع الحكمةمن قلبه عليلسانه »
اگر كسى
چهل روز براى خدا زندگى كند ، يعنى محرك او در گفتار ، كردار و افكار فقط خدا باشد ، منابعى از حكمت در دل او پيدا شده و به مقام معرفت دست مى يابد . علماى علم اخلاق نيز معتقدند كه اين امر به تجربه نيز ثابت شده است . به عبارت ديگر بنابراين روايت كسى كه چهل روز براى خدا زندگى كند ، نه فقط منابع حكمت در دلش پيدا مىشود ، بلكه چون چشمه اى جوشان فوران مىكند و به زبانش مى رسد . تا آنجا كه گفتار و كردارش حكمت آميز مى گردد . آن هم نه حكمتى كه از " اسفار " ملاصدرا گرفته باشد ، بلكه حكمتى كه از عالم ملكوت بدست آورده است . حكمتى كه هنگام قرائت خطبه توسط زينب مظلومه ، امام سجاد عليه السلام از آن ياد مى فرمايد : آنجا كه فرمود : " اسكتى يا عمتى " بس است عمه جان ، كار خودت را كردى و بعد مى فرمايد :
« انت عالمةغير معلمةو فهمةغير مفهمة »
تو عالِمى
بى آنكه درس خوانده باشى و تو فهيمى بى آنكه معلم ديده باشى .
علم نيازمند خلوص در عمل
" عنوان بصرى " پيرمردى از شاگردان " مالك بن انس " بوده و نسبت به امام صادق عليه السلام ارادت داشت . وى مى گويد : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم تا شرح صدر پيدا كنم ، دلم روشن شده و از ايشان علم بياموزم . اما امام صادق عليه السلام را هم نداده و فرمودند : عنوان برو ، من آن فرصت را ندارم كه تو اينجا بنشينى و وقت را بگيرى . عنوان بصرى مى گويد : از خدمت امام بر سر قبر رسول اكرم صلى الله عليه و آله رفته و آنجا دو ركعت نماز خواندم و خدا را به صاحب قبر قسم دادم كه دل امام صادق عليه السلام را نسبت به من