تخيّل سازگار است . عالم ، مىداند خدا هست اما شُبهاتى برايش پيش مىآيد . علم دارد معاد هست اما بعضى اوقات شكهايى برايش جلو مىآيد . يعنى يك نقطه سياه جهل هميشه در علم خوابيده است .
3 - يقين
قسم سوم يقين است . يقين آن چيزى است كه از ايمان حرفى و تقليدى گذشته و به ايمان استدلالى رسيده است . از باور عقلى هم گذشته است و دل باور كرده است . يعنى ايمان در دل رسوخ كرده است و دل باور كرده است . به اين مىگويند « يقين » .
يقين يعنى ثبات ، يعنى رسوخ در دل . دل باور كرده . وقتى دل باور كرده باشد ديگر نتيجه اوّلش اين است كه كاربرد عجيبى دارد . يك نيروى كنترل كنندهاى است براى انسان در گناه . ديگر گناه نمىكند . وقتى گناه جلو بيايد ، مثل بيد مىلرزد .
پيغمبراكرم ( ص ) رسمشان اين بود كه وقتى مىخواستند به جنگ بروند ، چند نفر از جوانها را براى سرپرستى خانوادههاى رزمندگان ، در مدينه باقى مىگذاشتند . در يكى از جنگها ، جوانى سرپرستى چند خانه را به عهده گرفته بود . يك روز صبح كه اين جوان آمد و درِ يكى از خانهها را زد ، زن صاحبخانه ، زنى كه شوهرش رفته بود براى جهاد ، پشت درآمد . مرد از او پرسيد چه لازم دارى ؟ آن زن هم آنچه را لازم داشت ، گفت .